تلاش زنان بر یافتن هویت درمسیری بن‌بست

 

اخیرأ برنامه ای از تلوزیون بی بی سی بخش دری پخش شد که گوینده با اشتیاق بحث هویت زدایی داشت. شروعش جالب و پر محتوا با موضوعی رسا بود.  چهار زن مهمان برنامه بودند که با اندیشه و توان خود کلمات و جملات کلیشه واری را ادا می کردند.اما چیزی که من را متحیر کرده بود این بود که آنها تنها هویت زن را از نگاه و دیدگاه مردان می دیدند و تعریف می کردند. انگار زن خود دیدگاه ندارد ! یا وجود خارجی ندارد. زیرا آنها در دیدگاه های خود، زن را شناسه نمی کردند و هیچ تعریفی از خود نداشتند. یاد اصلاحیه‌ی قانون حقوق زنان در اروپا افتادم که بعد از پیروزی انقلاب ها در اروپا، مردان انقلابی و آزادی خواه تعریف خاصی از وضعیت و حقوق زنان را ارائه دادند و قانون رعایت حقوق زنان به تحریر کشیدند که تمام کشورهای اسکاندیناوی را در بر گرفت که طبق آن قانون رعایت حقوق زنان و حمایت از آنها جزو وظایف حکومت شد . چند سال بعد زنان اندیشمندی این قانون و تعاریف حقوقی از زنان را به چالش کشیدند که چون تعاریف و شناخت حقوق از تفکر و دید مردان بود دارای نقصان و ضعف بسیاری بود. لذا زنان خود با شناخت کامل تر از خود و حقوق خویش ، شناسه و تعریف جامع تری دادند که دیدگاه های مردان را هم عوض کرد و به زن ماهیت و هویت خاص بخشید که امروزه در اروپا شاهدیم.

آری جای تأسف است که همه ی زنان در این برنامه ی تلویزیونی ، نگرش و تعریفشان به زن در چارچوب جنسیتی بود و حتی در نوشته ها و رفتارها این دید جنسیتی به زنان [ ناشی از تفکر مردان ] را به اثبات رسانیده‌اند. بعنوان مثال خانم آوازخوانی که فعال حقوق زنان است در رقابتی با زن آواز خوان هم وطن خویش ادعا کرد که رقیبش سرمایه‌اش را از راه نا مشروع بدست آورده است. سؤال این است چرا به جای دیدگاه انتقاد هنری از همنوع خود به دید جنسیتی به او نگاه کرد؟ همین زن حامی حقوق بشر در جای دیگر برای دفاع از شخصیت خویش بر زن محجبه‌ای به قول او اسیر در بند باورهای تجر می‌تازد و او را بد بو خطاب می‌کند اما بر بد بویی باورهای تحجر و مذهبی نمی‌تازد که موجودیت او را در جامعه مخرب عنوان می‌کند.

در کل مجموعه‌ی صحبت‌ها و تلاش‌های این بانوان گرامی در موضوع ماهیت زن به این خلاصه شده بود که نام نبردن زن با اسم خودش ماهیت زن را از بین برده است که اگر کنجکاوانه به موضوع نگاه کنیم نام فرد در حقیقت مشخصه‌ی اسمی است که در فرهنگ افغانستان رنگ خویش را باخته است و می توان تعابیر خاصی را از آن نمود.در صورتی که این بزرگواران به شناساندن هویت و مشکل اساسی زنان جامعه ی افغانستان نپرداختند و عامل تاثیر گذار فرهنگی بر راستای بی هویتی زنان را تجزیه و تحلیل نکردند.

از نظر آسیب شناسی اجتماعی این گونه بیانات به نیروی انباشته ی پتانسیلی جامعه در جهت مبارزه با افکار و بینش ضد زن ضربه می زند و چه بسا چون سوپاپ بخار کمک به تخلیه آن می کند و جلو ترکیدن را می گیرد. باید بر ریشه ی این بینش زد نه آنکه هَرَس شاخه ها کنیم که بیشتر رشد کنند. در این راه سخت و دشوار نباید به هر چشم گرگی که در تاریکی می‌درخشد به انتظار روشنایی اطمینان کرد و باور کرد که شاید زهرمار با طعم شیرین مفید باشد و هر بلندی را جای ندا و صدا کرد بلکه جای گمانی بگذارید که شاید آن بلندی ، پرتگاهی باشد. بینش مذهبی طالب و مجاهد و حتی حاکمان ارگ نشین همه مذهبی و در یک جهت اند و ضد ارزش‌ها و ضد زن هستند ، تفاوت قائل کردن بین آنها نوعی فریب برای خویش است. خانه از بیخ ویران است و خواجه در بند ایوان . اگر ازدرد جامعه هیچ رنجی و دردی احساس نکنید خود مصیبت است که به قول مولانا درد بی دردی علاجش آتش است.

هویت اجتماعی انسان از مؤلفه های خاصی تبعیت می کند که تأ ثیر مؤلفه ها شکل دهی به هویت انسان است. مکان زندگی، نظام حاکم، طبقه ی اجتماعی از لحاظ اقتصادی، و بلاخره تفکر برآمده از فرهنگ و تربیت در کنار هم مکمل هویت دادن اجتماعی در دوران زندگی انسان است. هویت به معنای کیستی برای تمایز دادن هویت زن جدا از مرد با مجموعه نگرش‌های متفاوت از همدیگر هویدا می شود  در مقابل ویژگی ها و روحیات فرد در کنار فرهنگ و فلسفه‌ی زیستی و تاریخی هم نقش اساسی دارد به عبارت دیگر اندیشه های نگرشی به زن یک سوی مجزا و اثربخش در نقش دادن خود زن دارد . ماهیت روحی و روانی و ذاتی فردی او در سوی دیگر قرار گرفته است و عامل سنگین در هویت او خواهد بود. آری باید زنان خود را باور کنند، خدای خود را بشناسند آنجا نه تنها آزاد خواهند بود و خود اسماعیل ها را و ناجی ها را تحویل جامعه خواهند داد بلکه سمبل حرکت امتی هم خواهند بود و این مسیر از بردگی به آزادگی است و آن سنت الهی است که اساس مهر و محبت که ذات خداوندی است در درون زن نهفته است و اوست که کان و سرچشمه ی محبت الهی است ، همانا شایسته‌ی داشتن آزادی بخشیده شده از خداوند خواهد بود.

نقطه ی کور آنجاست که ما نمی توانیم درک درستی از خدایی داشته باشیم که خود او ارزش را از پایین ترین رده‌ی  اجتماعی شروع و به اوج می رساند.

ابراهیم و سارا به هاجر- کنیز بخشیده شده به سارا-  گفتند تو کنیز نیستی بلکه انسانی آزاد مانند ما هستی، هاجر در ابتدا باور نکرد اما وقتی خداوند را شناخت باور کرد و هفت بار دویدنش بین صفا و مروه سمبل مسلمانان در ارکان حج شد.  خدیجه ۴۰ ساله چون سرمایه دار بود هنگام ازدواج با محمد(ص) ۲۵ ساله هم سرمایه‌اش را به او بخشید و هم غلامی بنام زید را به او داد، زید حدود ۱۵ سال غلام و برده‌ی پیامبر بود. اما زمانیکه پیامبر خداوند را شناخت سریع زید را آزاد کرد و به زید فرمود شما همچون فرزندم هستی -چنانچه در قرآن خطاب به پیامبر ص آمده «وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَىٰ » و وقتی تو را پیدا کردیم گمراه بودی، پس تو را هدایت دادیم – چنانچه بعد از آن هدایت بلال ها و سمیه‌های برده ، آزاد شدند و با آزادگی زندگی را شروع کردند زیرا برده کردن و بی‌هویت ساختن انسان گمراهی است، در کلام امام علی ع اشاره شده که خداوند تو را آزاد خلق کرد پس آزاد باش وبرده‌ی افکار کسی نباش، خود اندیشه کن . آنگونه که گرفتاران افکار علمای حاکم به ظاهر دین‌دار حکم بر بستن راه حسین ع دادند و او فرمود اگر دین ندارید لااقل آزاد اندیش و آزاده مرد باشید. رسالت و امر خداوند بر آزاد کردن انسان منوط به هویت یافتن انسان است، چرا که گم گشتگی و بردگی مذهبی ثمره‌ی گمراهی و بهره‌اش بی‌هویتی انسان وبخصوص زنان است. بینش مذهبی امروز در افغانستان در قالب اسلامی نه تنها سلب آزادی و هویت از زنان نموده بلکه زنان را اسیر و برده‌ی مردان بی‌هویت هم کرده است، همه برده‌وار بر محور خرافی بیمارگونه مذهب بدون هدف می‌چرخند. عالمان گمراه به اسلام ربطی ندارند جز اینکه بر نام حزب‌شان پسوند اسلامی نهاده‌اند و کتاب خداوند را حمل می‌کنند و از آن بی‌اطلاعند. آری بینش اسلامی امروزی جز ایجاد پرتگاهی برای سقوط انسان، هیچ محصول دیگری ببار نیاورده است زیرا تمام خشونت‌ها، تک‌روی‌ها ، تعصب‌ها و گمراهی ها از این بینش مذهبی شیطان صفت است.

قرآن مثال جالبی در مورد مسلمانان می‌آورد که یادآور رفتار و عملکرد یهودیان در قدیم است که فقط حمل کننده تورات بودند و از کتاب خدا هیچ فهمی نداشتند که اکنون مسلمانان هم بر پشت خود قرآن را حمل می‌کنند بدون اندک فهمی از آیات و بطن قرآن ، بسان خری تشبیه می‌کند که بارش قرآن است اما قدمهایش بر میل و آرزوی خود حیوان است.

قرآن کتابی است با زیبایی ظاهری و عمق معنایی تکرار نشده که بنا بر حدیث نبوی برای آن ظاهر و باطنی است که در باطن آن هفت بطن موجود است : ” ان للقرآن ظهر و بطن ، لبطنه سبعه ابطن”.

وصف احوال مسلمانان از دید قرآن، سوره جمعه آیه‌ی پنجم : ” مانند کسانی‌اند که تورات بر آنان بار شده بود اینان [ مسلمانان ] هم حامل کتاب خداوند[ قرآن ] اند [ تابع افکار و آرزوی خویش ] بسان خری هستند که فقط کتاب‌هایی بر پشت خود دارند و از آن هیچ فهمی ندارند و چه زشت و قبیح است و نمونه‌شان دقیقا مانند آن کسانی هستند که پیام خداوند [ اسلام ] را از اول قبول نکردند و [ کلام خدا ] را دروغ شمردند و تکذیب [ رسالت ] کردند ، زیرا اینان آیات خداوند را زیر پا گرفته و لگد مال کردند – [ آزادی و آزادگی بخشیده شده به انسان را نادیده گرفته و بردگی و اسارت را جایگزین کردند ] – براستی آنان ستم‌کارانی هستند بدون هدایت [ امکان هدایت و اصلاح آنان وجود ندارد].

طاهره خدانظر

T.khodanazar@yahoo.com

    

ملي سرود خو هم یو داستان لري

10.11.2019Jahani gammel
د کال ٢٠٠٢ د اپرېل د میاشتی په شاوخوا کی می د افغانستان د جمهوریس جلالتمآب حامد کرزي په غوښتنه د ملی سرود متن ترتیب کړ، او له ده څخه می د ملاقات غوښتنه وکړه. جمهوریس کرزي د خپلی همېشگي مهربانۍ سره سم په هغه ورځ د ملاقات وخت راکړ ، او کله چی د هغوی دفتر ته ورغلم نو تصادفا درې تنه نور پښتانه عالی رتبه مامورین هم ناست وه.
د ملی سرود متن مي ، چی ډېر اضافی بندونه می د هغوی د نور انتخاب دپاره پکښي ځای کړي وه، ورته ولوست. البته جلالتمآب جمهوریس هغه سمدستي رد کړ او ما ته یې وویل چی په دې سرود کی باید تغیرات راوستل. په دفتر کی ناستو پښتنو مامورینو هم د تایید په علامه سرونه وښورول او سرود گواکي رد سو. د سرود ډېره لویه نیمگړتیا دا بلل کېدله چی د پښتنو نوم په سر کی راغلی او دا خبره دنورو قومونو حساسیت را پاروي.
دا وطن افغانستان دی
دا د ټولو خلکو ځان دی
دلته هر وگړی خپل دی
دلته هر سړی افغان دی
دا وطن د پښتنو دی
دا وطن دی د تاجکو
دلته کور دهزاره دی
دلته اور دی د اوزبکو
د ورورۍ د سولي مېنه
دا ټاټوبی د جرگو دی
دا کیږدۍ د وروڼو خویندو
دا وطن د مرکو دی
څوچی نوم د دې نړۍ وي
دا به کور وي د افغان
تور او سور زرغون بیرغ به
وي د هرمنبر نښان
پر غلیم چی مو لاس بر دی
زور د الله اکبر دی زور دالله اکبر دی

څه باندی یو کال وروسته زلمی هیواد مل، د جلالتمآب جمهوریس صاحب سره امریکې ته راغلی وو او ماته یې په ټلفون کی وویل چی د ملی سرود په اړه ماته څه ویل غواړي. کله چی زه په واشنگټن کی دافغانستان سفارت ته ورغلم نو هلته هیوادمل راته وویل چی د ملی سرود یوه لویه نیمگړتیا دا ده چی پښتون قوم لومړی ذکر سوی دی او بله نیمگړتیا یې دا ده چی د نورو قومونو یادونه نه ده سوې. نو لومړی خو باید د نورو قومونو یادونه وسي او بله دا چی پښتون په منځ کی یا په پای کی چېرته واچول سي. ما بیا هم د ملی سرود هغه پخوانی متن ورته فاکس کړ او ځینی بندونه مي ورسره زیات کړل، چی د زلمي هیوادمل قناعت یې طبعا نه سوای حاصلولای. نو طبیعی خبره ده چی هغه سرود ونه منل سو او څه موده وروسته خبر سوم چی د پښتو ژبي د یوه خوږ ژبي شاعر ډاکټر محمد اکبر اکبر شعر د ملی سرود دپاره غوره سوی دی. خدای سته چی په دې خبری بېحده خوښ سوم او فکرمی وکړ چی یو لوی بار می له اوږو لیری سو. دا خبره لا توده وه چی څه وخت وروسته می واورېدل چی د ډاکټر اکبر شعر بیرته رد سوی او پر ځای باندی یې د حبیب الله رفیع نظم، چی لومړۍ برخه یې د پښتو د مشهور شاعر او لیکوال عبدالروف بېنوا او د قومونو او د الله اکبر برخه یې د حبیب الله رفیع ده، د ملی سرود دپاره غوره سوی دی. زه نه پوهېږم چی حبیب الله رفیع به د یوه مشهور شاعر او لیکوال په حيث دې کار ته څرنگه تن ورکړی وي. ځکه چی دا کار خو د ټولو ادبی موازینو په خلاف عمل دی، اوهیڅ ادبی او مطبوعاتی قانون اجازه نه ورکوي چی د یوه شاعر له شعر سره، چی هغه هم تقریبا دوه ویشت کاله مخکی وفات سوی وي، د بل شاعر شعر وتړل سي،اوداسی مواد پکښي اضافه سي چی ښایی هغه مرحوم به هیڅ موافقه نه ورسره درلوده.
زما دپاره د خوشالۍ خبره بیا هم دا وه چی دملی سرود د جوړولو څخه بېغمه سوی وم. ځکه چی جلالتمآب جمهوریس هم هغه منلی او ډېرو مجلو اوورځپاڼو یې متن خپور کړی وو. خو دروان کال د اپرېل په میاشت کی یوه ورځ محترم جمهوریس حامد کرزي کورته ټلفون راته وکړ او راڅخه یې وغوښتل چی د ملی سرود متن ورته ترتیب کړم. ما د ملی سرود یومتن د د وی د ټلفون په ورځ ترتیب کړ، په هغه ماښام می د هغوی د فتر ته ورفاکس کړ، او دوی هم څلور پنځه ورځي وروسته افغانستان ته وبللم. زه هم افغانستان ته ورغلم او د ملی سرود په باب د خبرو دپاره څلور ځله ارگ ته د ماښامنۍ دپاره وبللم. دا هم هغه متن چی ما د دوی دغوښتني سره سم تریب کړ.

دا وطن افغانستان دی
دا عزت د هر افغان دی
کورد سولي کور د توري
هر بچی یې قهرمان دی
دا وطن د ټولو کور دی
د بلوڅو داوزبکو
د پښتون د هزاره وو
د ترکمنو د تاجکو
د ورورۍ پرمېنه گرځي
پشه یان نورستانیان
چی سمسور کړي خپله مېنه
مله یې وروڼه پامیریان
دا هیواد به تل ځلېږي
لکه لمر پر شنه اسمان
په سینه کی د اسیا به
لکه زړه وي جاودان
را ژوندی به کړو له سره
تاریخی افغانستان
راغی کور په کور اختر
ږغ د الله اکبر ږغ د الله اکبر

دا شعر د ملی سرود د ارزیابۍ هغه کمېسیون ته ، چی ریس یې اعظم رهنور زریاب دی، وسپارل سو. د محترم زریاب د پښتو سواد ټولو وطنوالو ته معلوم دی، او دا د تعجب وړ خبره ده چی څرنگه د پښتو ژبی د یوه نظم د ارزیابۍ د کمېسیون مشری داسی یوه چاته سپارله کېږی چی هغه په پښتو ژبه نه پوهېږی. دا خبره باید په یاد ولرو چی د کمېسیون د ريس او غړو انتخاب ټوله په زلمي هیواد مل اړه درلوده. دې کمېسیون ته څه باندی سل نظمونه وړاندی سول او ټول په یوه او بل نامه رد سول. څو بالاخره د کمېسیون ريس ښاغلي زریاب دونه جرأت پیدا کړ چی په یوه مجلس کی یې پېشنهاد وکړ چی که تاسی د سرود متن نه سی ترتیبولای نو موږ به یې په فارسی درته ولیکو او تاسي به یې په پښتو ترجمه کړی.
په هرصورت د جلالتمآب جمهوریس کرزي په کور کی په لومړي ماښام مي هغوی ته وویل چی که چېری په ملی سرود کی د قومونو د نومونو یادول ضروری وي نو په نهو قومونو نه خلاصېږو. لږ تر لږه شیعه گان، عربان، قیرغیزیان، سیکهان او هندوان باید په سرود کی شامل سي. او که چېری دا ټول قومونه په ملی سرودکی شامل سي نو حمید ماشوخېل، چی زموږ پښتنو شاعرانو سالار دی ، هم نه سي کولای چی ښایسته سرود درته جوړ کړي. بهتره به داوی چی د قومونو د نومونو د یادولو پر ځای د هغو منطقو نومونه واخیستل سی چی دا ټول قومونه ژوند پکښي کوی. او په د ې توگه به د ټولو قومونو شکایتونه لیری سوي وي. د دې خبری سره سم می خپل هغه سرود ورته ولوست چی تازه می لیکلی او زما په نظر له هره پلوه جامع او غني وو.
له امو تر ننگرهاره
له هلمنده ترمزاره
له پامیر تر هریروده
له بامیان ترکندهاره
یو بیرغ دی یو هیواد
یو ملت پکښی آباد
تل دي وی افغانستان
هم دي ښاد وي هم آزاد
ټینگوو ملي وحدت
ځو پر لار د عدالت
نوم دحق مو دی رهبر
وایو الله اکبر وایو الله اکبر
محترم کرزي صاحب ویل واه واه دا بهترین سرود دی. خو هیواد مل، چی په دغه راز وختونو کی همېشه ویښ وي، سمدستی مداخله وکړه ویل یې دا سرود به کمېسیون ځکه ونه مني چی د اساسی قانون د تصویب په خلاف د قومونو ذکر پکښی نسته. په هر صورت دا سرود په هغه شپه رد سو او پخوانی سرود، چی د قومونو لیست یې په ځان کی درلود، مطرح سو.
د ملی سرود د متن د ارزیابی کمېسیون زما پر لیکلی شعر باندی عجیب او غریب انتقادونه درلودل. مثلا ویل یې چی سرود په دا وطن افغانستان دی پیل کېږي. خو که چېری دا سرود په کوم بل هیواد کی ویل کېږی نو هلته خو بیا معنی نه ورکوی. مثلا موږ به په اسلام اباد یا واشنگټن کی څرنگه وایو چی دا وطن افغانستان دی. اوس نو د کمېسیون محترم غړي په دې نه پوهېږي چی په خارج کی معمولا یوازي د سرود موسیقي ږغول کېږی، او که چېری شعر هم ورسره وږغول سي نو پرته له زریاب څخه به هیڅ ساده سړی دا فکر ونه کړي چی افغانانو په اسلام اباد یا واشنگټن دعوه کړې ده . یو انتقاد یې دا وو چی د وطن پر ځای باندی که چېری د فارسي د سرزمین معادله کلمه راسی بهتره به وي. خدای سته په دې پېشنهاد یا انتقاد نو زما هم چندانی سر خلاص نه سو. یو بل انتقاد یې دا دوو چی په دې شعر کی راغلي دي چی دا هیواد به تل ځلېږی لکه لمر پر شنه اسمان. او کله چی سړی دا شعر اوري نو فکر کوي چی افغانستان په اسمان کی دی. زه هیڅ فکر نه کوم چی د زلمي هیوادمل د غوره کړي کمېسیون له غړو څخه پرته دي بل هیڅوک دا شعر دغه راز تعبیر کړای سي.
کله چی زلمي هیوادمل د دوهم ځل لپاره د کمېسیون بې معنی انتقادونه را وسپارل نو مي په جواب کی ورته ولیکل چی د ملی سرود د متن د ارزیابۍ د کمېسیون محترمو پوهانو، عالمانو، لیکوالانو او شاعرانو. ماته داسی څرگنده سوه چی که زه د سرود په متن کی هر څونه تغیرات راولم ستاسی له انتقادونو څخه نه خلاصږم. زه دادی متن تاسي ته درسپارم او تاسي ته اختیار درکوم چی د خپلی خوښي سره سم بشپړه لاس وهنه پکښي وکړی. زه له دې افتخار څخه چی د ملی سرود پاره به زما شعر غوره کېږی تېر یم او دا افتخار تاسي محترمو پوهانو، فاضلانو او لیکوالانو ته درسپارم.
ستاسي وطندار جهاني.
په دې لیک ، د زلمي هیواد مل ډېر چرت خراب سو،خو زه صرف دوې درې ورځي وروسته له افغانستان څخه امریکې ته ولاړم او سرود می زلمي ته پرېښود. څه کم یوه میاشت وروسته د جولای پر دوهمه نېټه محترم جمهوریس صاحب ماته زما دمېرمني د فاتحې راکولو په ترڅ کی په ټلفون کی وویل چی د ملی سرود پاره یې زما شعر غوره کړی دی، او اوس به نو د موسیقۍ اوکمپوز غم خوړل کېږی. خو له دې څخه زیات وکم پنځه لس ورځی وروسته د جمهوری ریاست نوي نطاق کریم رحیمی په ټلفون کی راته وویل چی باید په شعر کی پنځه نور قومونه زیات کړم او د پای هغه بیت چی وایی را ژوندی به کړو له سره تاریخی افغانستان ورڅخه وغورځوم. او په نتیجه کی له سرودڅخه داسی شی جوړ سو چی پرته د قومونو له لیست څخه د بل شي نوم باندی ایښودل کېدلای نه سی
دا وطن افغانستان دی
دا عزت د هر افغان دی
کور دسولي کور دتوري
هر بچی یې قهرمان دی
دا وطن د ټولو کور دی
د بلوڅو د اوزبکو
د پښتون دهزاره وو
د ترکمنو د تاجکو
ورسره عرب، گوجر دي
پامیریان ، نورستانیان
براهویی دي، قرلباش دي
هم ایماق هم پشه یان
دا هیواد به تل ځلېږې
لکه لمر پر شنه اسمان
په سینه کی د اسیا به
لکه زړه وی جاودان
نوم د حق مو دی رهبر
وایو الله اکبر وایو الله اکبر
البته زلمی هیواد مل په دې هم بسیا نه سو او د خپلی ورسپارل سوي وظیفې ، چی تر نامعلومی مودې او یا تل لپاره د پښتو ملی سرود ځنډول، بې خاصیته کول اوحتی مسخره کول وه، سرته رسولو دپاره یې دا ملی سرود عامي نظر غوښتني ته واچاوه . څو لږ ترلږه د دې سرود لیکونکي ته د یو څو بې مسولیتو لیکوالانو په خوله پوچ او فحش ووایی. ځکه خلک نه دي خبرچی دا سرود اصلا په څه شکل وو او بیا د زلمي هیوادمل د کمېسیون په فرمایش څه تغیرات پکښي راغلي دي.
زه باید دا خبره وکړم چی ما دملی سرود متن یوازي او یوازي د جمهوریس حامد کرزي په غوښتنه کړی دی. او دا کار می له هغوی سره د اوږدو دوستانه اړېکو په اساس کړی دی. هغوی زما بې اندازې زیات قدر کړی او زه دهغوی د قدردانۍ پوروړی. البته زه په دې توگه له مسولیته نه خلاصږم او په کار خو دا وه چی کله زما لیکلی متن ونه منل سونو باید چی ما هم فرمایش نه وای منلی. او اوس مي له حکومت څخه دا صمیمانه غوښتنه ده چی دا سرود کمپوز نه کړي او له بل چا څخه د سرود جوړولو غوښتنه وکړي. د ملی سرود د متن په برخه کی باید ټول وطنوال په یوه اواز د اساسی قانون د تسوید پر کمېسیون باندی اعتراض وکړي چی ولی یې په سرود کی د قومونو ذکرول حتمی کړي دي، ځکه چی دا کار ملی یوالی نه بلکه ملی انشعاب او بې اتفاقي تشویقوی. د بلی خوا د الله اکبرد مقدسی کلمې څخه باید سیاسی استفاده ونه سي ځکه چی الله اکبر د آذان پر منبر ویل کېږی او له ساز اوموسیقۍ سره یې ویل ناروا دي.
له محترم جمهوریس حامد کرزي څخه د یوه وطندار، دوست او ورور په حيث غوښتنه کوم چی نور دي نو د دغه راز مشاورینو څخه، چی ده ته پرته له بدنامۍ او تنفر څخه نور هیڅ نه ور په برخه کوي ، ځان خلاص کړي اوکنه نو
اگر این مسجد است و این ملا حال طفلان خراب مې بینم.

لوی احمدشاه بابا (رح) په اړه مکمل معلومات 

5.11.2019Ahmad Shah Baba 2
د احمدشاه بابا تاریخ دومره څرګند دی چې د نړۍ هیڅ یو متعصب یې هم بد او غلط نشي تعبیرولای.

د هغه دښمن د هغه پر نیک خویونو او ښه اوصافو شاهدي ورکوي.

دهغه له غیرت، دهغه له ځیرکتیا او د جګړیې تکتیکونو څخه انکار نسي کولای.

په پنځوس زره (۵۰۰۰۰) پوځ درې لکه (۳۰۰۰۰۰) فوځ چې د وخت په عصري او پر مخ تللیو وسلو سمبال وي ته شکست او ماته ورکول د یو عادي سالار کار نه دی.

لنډه پیژندنه:

د نني افغانستان مؤسس، د وخت ستر امپراطور، د میړانی، غیرت، ذهانت، او شجاعت سمبول، د زړونو رهبر ستر احمدشاه بابا د دولت خان لمسی دی چې په کال ۱۷۲۲م کښې یې د زمان خان په کور کښې نړۍ ته سترګې وغړولې.

احمدشاه بابا په قوم سدوزی دی چې پوپلزیو ته منسوبیږي.

له اوه ۷ پښته خانزاده دی د مشری او رهبری خویونه ورته په میراث کې له نیکونو څخه ورپاتې دي.

واکمنۍ ته رسیدل:

په کال ۱۷۴۱م کې د نادر افشار د ګارډ مشر وټاکل شو
په کال ۱۷۴۷م کښې چې کله نادر افشار قتل شو نو ځینو افسرانو هڅه وکړه، چې د هغه کورنۍ ته زیان ورسوي خو احمدشاه یې په وړاندې ودرید او کلکه دفاع یې وکړه چې وروسته په ډالۍ کښې د نادر افشار ښځې ورته د کوه نور غمی ورکړ.

تر هغه وروسته کندهار ته ولاړ او هلته په همدغه کال ۱۷۴۷م د شیرسرخ بابا په زیارت کښې د یوې لوې جرګې په ترڅ کښې د پښتنو باچا وټاکل شو.

په دی جرګه کښی نورمحمد خان عليزي مشهور په میر افغان د نادر افشار نظامي قومندان او د شیرسرخ د جرګې ګډون کونکی او پاچاهۍ ته نوماند، محبت خان د پوپلزو د قبیلې مشر هغه خلک وه چی غټ شمیر نفوس یې درلود.

دلته یو بل څوک حاجي جمال خان بارکزی هم ؤ چې د باچاهۍ ادعا یې درلوده خو جرګه ځکه له ادعا څخه منصرف کړ چې فیصله یې کړې وه چی باچا باید د پوپلزو د قبیلې د سدوزو د پښې څخه وي.

د جرګی د فیصلی پر اساس احمدشاه بابا د افغانستان باچا او حاجي جمال خان یې وزیر وټاکل شو.

د شاهرخ واکمنۍ ته رسول:

څنګه چې په کال ۱۷۴۷ م کښې نادر افشار ووژل شو او احمدشاه بابا یې کورنۍ له لوټمارانو څخه وساتله.
په ایران کې یې ځینو افسرانو ځینې مخکې په خپله ولکه کی راوستي او په کابل کښې يې د هغه یو ورور علي قلي خان باچا کړ، او دغه بل ورور محمد ابراهیم خان یې ړوند کړ خو وروسته دوی دواړه د ځینو نورو زور واکو له لوری ووژل شول.

خو کله چی احمدشاه بابا امپراطور شو نو په ایران کښې یې د نادر افشار وراره شاهرخ باچا وټاکه.

احمدشاهي دولت:

کله چې احمدشاه بابا قدرت په لاس کښې واخیست هڅه یې وکړه چې د وخت څخه په استفاده خپله واکمني نوره هم پراخه کړي.

ده په لویدیځ کې خراسان، په ختیځ کی ګورګاني هند او په شمال کې د ازبکو جنیدي دولت په هغه قبیلو کې ځای کړل چی ده ورته ټاکل وه او دنده یې د افغانۍ امپراطوری د ټینګښت او پايښت لپاره خدمت ؤ.

دده د سفرونو لښکر کې چې د فتحو تر دیاره پر وړاندی ولاړل به لږ داسې خلاصه کړو.

اول:

کله چې په ۱۷۴۷ م کښې ده ته قدرت وسپارل شو، نو تر مقدماتي کارو وروسته یې په ۱۷۴۸م کښې له کندهاره حرکت وکړ او په مخه یې غزني، کابل او پیښور د اباسین سیند تر غاړې په خپلو حدودو کې شامل کړل.
د ګورګاني هند امپراطور محمد شاه رنګیلا د یو لک لښکر سره ورته راووت او خبره تر درنې جګړې ونه رسېدو احمدشاه بابا تر ټاکلو فتوحاتو وروسته بیرته کندهار ته ولاړ.

دوهم:

په کال ۱۷۴۹م کښې هرات ته ولاړ او هلته یې یو لک لښکر د اشرف الوزراء په قومندانۍ شمال ته ولیږه چی هغه بیغیر له جنګه ټول قومونه دولت ته تابع کړل او خپله احمدشاه بابا د یو بل لښکر په مشرۍ مشهد ته ولاړ، هلته یې ټول باغیان و ټکول او شاهرخ یې هلته باچا او نورمحمد خان میر افغان یې ورته سپه سالار مقرر کړ.

دریم:

په ۱۷۵۹م کښې په خراسان کښې بغاوتونه پیل شول.
احمدشاه نيشاپور ته ورغی او هلته یې باغي میر عام خان خزیمه مات کړ او شاهرخ یې بیا باچا کړ.
په دی وخت کښی د امپرطورۍ پراختیا د آمو څخه تر بحیرة العرب او د سند څخه د ایران تر دښتو ورسیده.

څلورم:

په کال ۵۱- ۱۷۵۲ م کښې کله چې د پنجاب صوبه دار میرمنو مالیه نه رالیږله احمدشاه بابا ورپسې ورغی او هغه یې مات کړ او کشمیر یې هم ونیوی او په لاهور کښې یې د دوه میلیونو روپو مالیه تحصیل کړه، او پنجاب او ملتان یې هم د افغانستان جزء کړل.

په دغه توګه کشمیر، ملتان، پنجاب او سیند هم د احمدشاهي امپراطوري په چوکاټ کښې داخل شول.

پنځم:

په کال ۱۷۵۳م کښې میر منو مړ شو او په ځای یې د هغه نابالغ زوی محمد امین صوبه دار کړ خو مور یې مغلانی بیګم د هغه په نیابت کار کاوه.

احمدشاه بابا دغه مقرري تائید کړی وه خو په دی لړ کښې یو څه نوي تحولات را منځته شوه.

د ډهلي امپراتور احمدشاه د محمد شاه رنګیلا د زوی صدراعظم عمادالملک غازی الدین احمدشاه کورګاني خلع او پر ځای یې دوهم عالمګیر باچا کړ او.وروسته یې هغه هم مړ کړ.

او همدارنګه په کشمیر کې مستوفي سکجون د کشمیر والي مړ او هغه یې ډهلي ته تسلیم کړ. په همدې توګه ادینه بیګ پنجاب ونیوی په هند پورې یې ملحق کړ.

دغې اوضاع احمدشاه سخت ودرداوه او د یوه قوي لښکر سره پنجاب ته ولاړ.

لومړی یې سکجون هنو ونیوی او کشمیر یې بیرته راوګرځاوه. په دې سره دوهم عالمګیر د افغان نجیب الدولة په قوماندې یو لښکر د احمدشاه سره جنګ ته راواستوه خو هغه بې له جنګه تسلیم شو او احمدشاه بابا فاتح ډهلی ته ورغی.

هلته یې افغاني مشران پر چارو وګومارل او مالیې یې راټولې کړې. عالمګیر خپله وریره د احمدشاه بابا زوی تیمور ته ورکړه او احمدشاه بیرته فاتح کندهار ته راستون شو.

شپږم:

په کال ۱۷۵۸م د افغاني حکمرانانو په فشار سکهان راټول او غازی عماد الدین جسان راجپوتان پر دهلي راوستل، سردار جان خان او د احمدشاه بابا زوی تیمور شاه چې هلته په دنده ګمارل شوی وه، تر خطر لاندې راغلل.
او خپله په داخل کی احمدشاه ته یو لړ مشکلات ورپیښ شول چی یو له هغو څخه د نصیر خان بلوڅ بغاوت ؤ.

احمدشاه وزیر شاولي خان بلوڅو ته ورولیږه او بیا خپله ورغی او هغه یې په نظامي او سیاسي سطع قانع او تابع کړ او د هندوستان ستونزې یې آینده ته پریښودې.

اووم:

په کال ۶۰-۱۷۶۱م کښې احمدشاه بابا د هندوستان پر لور روان شو، په لاره کې یې ډېر یاغی قوتونه وټکول، چی باراخره د مرهټیانو د دری لکه (۳۰۰۰۰۰) پوځ سره مخامخ شو.

د احمدشاه بابا ټوټال شپیته زره(۶۰۰۰۰) عسکر وه.
په ډېر نظم او مهارت سره یې جګړه وکړه او سوبه یې خپله کړه.

د هند پاچاهي یې علي ګوهر ته وسپارله او خپله بیرته فاتح کندهار ته راستون شو.

اتم:

په کال ۶۲-۱۷۶۳م کښې په پنجاب کښې سیکهان باغیان شول خو احمدشاه بابا هغوی وټکول او له پټیالی تر هنده یې حکومت یو سکهـ امیر سنګهـ ته وسپاره.

نهم:

په کال ۱۷۶۹ کښي یو ځل بیا د خراسان اوضاع خرابه شوه خو احمدشاه بابا سره له دې چې ناروغ ؤ، حالات کنټرول او یوځل بیا یې ړوند شاهرخ هلته مقرر کړ.

داشوه د احمدشه بابا د سفرونو خلاصه

د هندوستان فتحه:

په کال ۱۷۵۱م کښې یې پنجاب، سنده، او کشمیر په خپله ولکه کښې راوستل او په کال ۱۷۵۶ یې د هندوستان دهلی ښار هم ونیوی.

مشهوره د پاني پت جګړه:

په کال ۱۷۶۰م کښې د پاني پت ستره غزا وکړه چي د افغانانو د تاریخ په وینا د احمدشاه بابا د پوځ شمیر پنځوس زره (۵۰۰۰۰) او د مرهټیانو د پوځ شمیر لس (۱۰۰۰۰۰۰)لکه ؤ او د ځینو نورو تاریخونو په وینا د افغانانو شمیر شپیته زره(۶۰۰۰۰) او د مرهټیانو شمیر دری لکه(۳۰۰۰۰۰) ؤ خو په هر صورت جګړه وشوه چي په نتیجه کښی یې سوبه د احمدشاه بابا په برخه شوه.
په دی جګړه کښې دوه لکه(۲۰۰۰۰۰) مرهټیان مړه او دوویشت زره (۲۲۰۰۰)یې بندیان شول.

په کال ۱۷۶۳م کښی یې د عثمانی خلافت خلیفة المسلمين سلطان مصطفی ته د هند د فتح لیک ولیږی.

وفات:

په ۱۷۷۲ م کښی احمدشاه بابا د شپږویشت (۲۶) کاله باچاهي ورسته د یو پنځوس (۵۱) کلنۍ په عمر د کندهار په ارغستان کښی له فاني نړی څخه سترګی پټې کړې.

انالله وانا الیه راجعون
روح یې ښاد

خدای ج دې موږ ته یو بل احمدشاه بابا راکړي

پاکستان په پکتيکا کې د جلغوزو غر او د کرومايټو کان قبضه کړی

پاکستان په پکتيکا کې د جلغوزو غر او د کرومايټو کان قبضه کړی
منبع : خبریال دات کام   تاریخ: 11/6/2019
 

د افغانستان او پاکستان ترمنځ په ډیورنډ کرښې د پاکستاني ځواکونو له لوري د اغزن تار تر لګولو وروسته بد خبر دادی چې اوس تازه د پاکستاني ځواکونو له لوري د پکتیکا په ګومل ولسوالۍ کې د افغانستان د کرومایټو مهم ارزښتناک کانونه او د جلغوزیو ستر غر د خپلې ولکې لاندې راوستی دی.

په پکتیکا ولایت کې د دې ولایت پخواني چارواکي او د سیمي مخور قومي مشران وایي، چې پاکستاني پوځیان د پکتیکا ګومل ولسوالۍ اړوند ترخې اوبه او د وچ غر په هغو سیمو کې اغزن تار غځوي، چېرته چې د کرومایټو کان او د جلغوریو غر موجود دی چې د دوی په خبره دا کانونه هر کال مبلیونونه حاصلات له ځان سره لري.

په همدې حال کې د پکتیکا پخواني والي محب صمیم او قومي مشرانو هم رسنیو ته تایید کړې ده چې پاکستان له پخواني ټاکل شوي حد څخه په بشپړه توګه مخکې راغلی دی. او د افغانستان هغه سیمې یې تازه تر خپل واک لاندې کړي دي چې پکې د جلغوزیو غر او د کرومایټو مهم کانونه موجود دي.

د سیمه ییزو خلکو پر وینا په دې سیمه کې پاکستاني پوځیانو د تېرو لسو ورځو راهیسې د اغزن تار د غځولو چارې بېرته پیل کړي دي. چې په همدې سره د جلغوزیو غر او کرومایټو کان مهمه برخه هم هغې لور ته پاتې ده دوی وایي، حکومت لاهم چوپه خوله ناست دی اوس نو په کار ده چې افغان حکومت دا ستونزه ژر تر ژره حل کړي او له خپلې خاورې او کانونو دفاع وکړي.

خلک په سیمه کې سخت اندېښمن دي، دوی وایي که دا حال روان وي، نو نږدې ده چې پاکستاني ځواکونه د افغانستان نورې اقتصاد لرونکې سیمې هم تر خپلې ولکې لاندې راولي چې دا به د افغانستان اقتصاد ته لویه ضربه ورسوي او هم به په افغان حکومت د دفاع په برخه کې باور له منځه ولاړ شي.

قومي مخور وایی، که حکومت پر وخت اقدامات ونکړي نو د دې کلي ځوانان او سپین ږیري به ټوپک په لاس د خاورې ساتنې په موخه پاکستاني ځواکونو سره په سنګرونو کې وجنګیږي.

قومي مشرانو افغان حکومت په دې مسعله کې پړ وباله چې د خاورې په حقوقي مسله کې بالکل چوپ پاتې دي دوی زیاتوي، پاکستاني ځواکونه تل په افغان خاوره عامه تاسیسات، پوستې او مورچلې جوړوي، خو افغان حکومت یې هیڅ په کیسه کې نه دی.

په همدې حال کې په ولسي جرګه کې د پکتیکاد خلکو استازو هم له افغان حکومت څخه په کلکه غوښتي دي چې د جلغوزیو غر او د کرومایټو کانونو په تړاو دې جدي اقدامات وکړي، څو افغانان له خپلو حقوقو برخمن شي.

ولسي جرګې وکیلان زیاتوي، چې دوی د افغانستان په بهرنیو چارو وزارت باندې هم غږ کوي چې د پاکستان له لورې د دې ډول کړنو مخه دې ژر تر ژره ونیسي.

د یادولو ده دا لومړی ځل نه دی چې پاکستاني ځواکونه په افغان خاوره کې عامه تاسیسات جوړوي بلکې له دې وړاندې هم پاکستان په کونړ او ځینو نورو ولایتونو کې مورچلې او پوستې جوړې کړې وې چې د افغانانو له لوري له سخت غبرګون سره مخ شوي دي

پورتنې خبر دافغان چارواکو ولسونو او سياسيونو ته څه پېغام ورکوي؟

زما په اند ۴۱ کاله وشول چی زموږ خلک، خاوره او واکمنان د پاکستاني استخباراتي بريدونو لاندی نيولي دافغان خاوری تر نيمايي زياته خاوره د خپل پخواني بادار يانی انگريز په زور دهندوستان دويش پر وخت په جبري توگه اشغال لاندی نيولی په تيرو تر اويا زياتو کلونو کې ددی توری نامقدسی نامنل شوی پولي دواړو خواوته پراته ولسونه د خپلو شومو موخو له پاره ووژل تريتم يې کړل د بابړی عاموژنه سرته ورسوله د وزيرستان ولسونه يې له خپلو کورونو ايستلو ته اړباسل بی شميره پښتانه مشران يي وژل  د زندان تورو تنبو ته ټيل وهل اوددوی هر ډول ازادي تری واخستله.

پوره ۴۱ کلاله کيږي ددی قلابي رژيم د تورو مخو د خپلو شومو پلانونو  عملي کولو دوام لري.

د گران هېواد افغانستان  ولسونو ښونځي، کارخانی ځنگلونه ويجا ړکړل د لوړو زده کړيالان يي ووژل وسلوال پوځ يې د خپلو گوډاگيانو په واسطه ختم کړ. اوس په دی پلمه چی موږ د ترهگرو او قاچاق کونکو مخه نيسو نو يې داعزن تار غزول پيل کړي زما له نظره دوی ترهگر او يا قاچاقبرانو مخه نه نيسي بلکې دوی هم دا نه منل شوی کرښه خپلوي او بل د اوسني د پولي دواړه خوا زياتی نوری ځمکې اشغالوي معدنونه او ځنگلونه تر خپلی ولکې لاندی راولي. پورتنۍ عکس ددی پوره ثبوت دی .

داوسني افغان حکومت له پاره سره له دی زياتی ستونزی ورته همدغه ساختگي پاکستان له مخه جوړی کړي نور هم کو ښښ کوي چی خاوره لاندی کړي سرحد په زور جوړ کړې  موږ چارواکو، سياسيونو ته پکار ده چی  ددی د نه منلو له پاره د ټولو سياسي دپلوماتيکو لارو کار واخلو کنه بيا وخت له وخته تيريږي بايد ولسونه د يوی لوی جرگۍ تابيا ونيسیي اودخل خاوری ولسونو دسرنويشت له پاره کوټلي گامونه اوچت شي .

م اقا شيرزاد

۲۰۱۹ ز کال د اکتوبر ۶مه

د سولې هڅې باید د افغان دولت پر محور متمرکز وي

 

د عادلانه او تلپاتې سولې لپاره باید د هرې ریښتینې هڅې ملاتړ وشي. افغانان هیڅ داسې موخه نه لري چې تر لاسه کولو لپاره یې لسګونه کلونه جګړه وکړي. افغان هېواد د پردیو د ګټو لپاره د نیابتې جګړې په مورچل بدل شوی. سوله د افغان ولس حق دی، ځکه چې جګړه پرې تپل شوې. په دې تپل شوې جګړه کې د افغان ولس هیڅ ګټه او خیر نشته.

د سولې هڅې باید ریښتینې وي، که داسې نه وي جګړه نه بندیږي، بلکې په نورو بڼو اوږدیږي او د تېر په توپیر لا پیچلې او سختیږي.

دې شک نشته چې ځینې بهرني هېوادونه او حکومتونه، همدارنګه په کور دننه بېلا بېلې کړۍ هم افغان ولس او افغان دولت سره سوله کې د مرستې په نوم هڅې لري، خو یوخوا دا هڅې پر یوه محور راټولې نه دي او بلخوا ځینې هڅې د تلپاتې سولې په موخه نه، بلکې د هغې د سبوتاژ او د جګړې د دوام لپاره کاریږي.

د سولې په تړاو، تر ټولومخکې باید وپوهیږو چې کوم حکومتونه او په کور دننه کومې کړۍ او شخصیتونه پخپلسر او د مرکزي حکومت له خبرتیا پرته نوروته بلنې ورکوي، غونډې جوړوي او کنفرانسونه پرانیزي. ایا دغه هېوادونه او بېلابېلې کړۍ په داسې تګلارو ریښتیا هم سوله غواړي؟ د جګړې د دوام بهیر ښۍ چې ډیری دا هڅې په جګړه کې د افغان ولس د نورې ښکېلتیا په نیت د فرصتونو د لاسته راوړلو لپاره ترسره کیږي!

که د سولې په تړاو کورنۍ او بهرنۍ هڅې د افغان دولت پر محور راټولې نه شي، هیڅکله به سوله را نه شي او هغوی چې په داسې ټولمنلي حقیقت باور نه لري او پلمي جوړوي، د جګړي د دوام پلویان او لامل دي.

په دوحه(قطر) کې د سولې په نوم هڅو دوه لويې ستونزې درلودي. لومړۍ ستونزه دا وه چې افغان حکومت پکې له پامه غورځول شوی وو او د ګډون مخه يې ډب شوې وه. د حکومت د نه ګډون سربېره، د خبرو د ۹ پړاوونو بهیر کې د حکومت سره سلا قدرې هم نه ترسره کېده او خبرې د تړلو دروازو تر شا وې. دوهمه غټه ستونزه دا وه چې د خبرو اجندا د پښو پرځای پر سر ولاړه وه. اوربند او افغان حکومت سره خبرې چې لومړیتوب يې درلود ، شا ته غورځېدلې وې او پرځای يې د اجندا دوه نورې برخې یانې افغانستان څخه د امریکايې پوځیانو وتل او له طالبانو تضمین ترلاسه کول چې ترهګرو لکه القاعده او داعشر سره به اړیکې پریکوي امریکا، د امریکا انډېوالانو، سیمې او نړۍ ته به ګواښ نه پېښوي؛ لومړۍ ګڼل شوې وې.

بلخوا دې خبرو کې هڅه دا وه چې افغان حکومت د طالبانو کچې ته چې طالبان په خورا ښه حالت کې هم له تنظیم پورته حیثیت نه لري، را ټيت کړي. همدارنګه دا هڅه هم کېده چې په کور دننه ځینې معلوم الحاله کړۍ چې د سولې څخه په جګړې او له ویش څخه په تالان خوښې دي، دولت سره په موازې توګه  طالبانو سره خبرو ته کښینوي چې دلته هم په خبرو کې د دولت حیثیت او اتوریته ټيټه وځلوي او حکومت له دوه خواوو یا د ژرندې د دوه پلونو ترمنځ ښکېل وساتي.

تقریبآ طالبانو سره په ټولو ناستو کې چې له دوحې سربېره په ماسکو، تېر ځل چین، اسلام اباد او نورو ځایونو کې ترسره شوي، ورته سیناریو لېدل کیږي. په دې غونډو او ناستو کې طالبان پورته پورته ځلول کیږي، په کور دننه د طالبانو سره خواخوږې او د مرکزي حکومت مخالفې ډلې د حکومت پرځای دغه ناستو او کنفرانسونو ته غوښتل کیږي او د واک او صلاحیتونو پورته خبرې کیږي، د سولې په نوم لوبه تاوده ساتل کیږي، خو ریښتینې سوله او د هغې په اړه علمي او عملي اجندا درک نه لري. د دا شان هرې غونډې یا کنفرانس پای کې جګړه لا تودیږي او د افغانانو قتل عام زیاتیږي.

کېدای شي په کور دننه یادې کړۍ ووايې چې مرکزي دولت د دې جوګه نه دی چې د سولې بېلا بېلې هڅې پر یوه محورراغونډې کړي. دلته هم خبره ښکاره ده، همدغه ملي ضد کړۍ چې حکومت کې غوړه ونډه لري د مرکزي حکومت د سولې هڅو ته د پښو زولنې دي. طالبانو ته، مرکزي حکومت همدوی کمزوری کړی، دوی دي چې طالبانو سره د دې هېواد په پلازمېنه او یا د هغه بل هېواد په کوم ښار کې ویني او هغو سره په ګډه کله د موقت حکومت او کله د سرپرست حکومت بولاله تکراروي.

ښای ټاکنې افغانانو ته فرصت برابر کړي چې دا ځل د دوه سري حکومت پرځای، په نسبي توګه یو لاس مرکزي حکومت ولري. په داسې حکومت سره به هم د موقت او سرپرست حکومتونو سندره ختمه شي او هم به د اوربند، سولې او د جګړې د پای په تړاو حکومت واک ولري او د واک یوه پته به چې مرکزي حکومت دی، رامنځته شي.

طبیعي ده چې د اوربند او سولې په اړه به نوی حکومت تصمیم نیسي، خو د نوي حکومت د کار تر پیل پورې هم د اوربند او سولې په اړه  چوپتیا نه ده پکار اوهڅې دې جاري وي.

د راتلونکي حکومت او د هغه د سولې د هڅو او اوس هم د دې هڅو په تړاو د افغانانو غوښتنه دا ده چې اور بند دې د سولې د هر راز خبرو د پیل لپاره د مخکیني شرط پتوګه وګڼل شي. اوربند او د افغان حکومت سره مخامخ خبرو ته دې لومړیتوب ورکړل شي.

له ښه مرغه، د ولسمشر غني په مشرۍ دولتساز ټیم، د نوي حکومت د منخته راتلو مخکې د افغانانو دغه اندیښنو ته پام کړی او په دې اړه چمتو شوې تګلار لري.

د اوربند په اړه د ولسمشر امنیتي سلاکار ښاغلی حمدالله محب وايې، پخواني پلان کې له طالبانو سره د سولې په تړاو هېڅ قید او شرط نه وو، خو اوس شته «طالبان یو لاس نه دي، پر جنګ کنټرول نه لري او یو شمېر قومندانان یې داعش سره یوځای شوي. نو مهمه دا ده چې لومړی باید دوی ځان ثابت کړي چې پر خپلو قومندانانو او جنګیالیو څومره واک لري. وړاندیز مو دا دی چې هغه وخت د سولې خبرو ته کینو چې یو میاشت اوربند وکړي»

ښاغلي محب دا هم ویلي «که د طالبانو او امریکا ترمنځ کومه هوکړه هم وشي، جګړه نه شي ختمولی. تر هغو چې پاکستان طالبان د وسلې ایښودو ته ونه هڅوي، د امریکا او طالبانو کېدونکې هوکړه روانه جګړه نه شي ختمولی.»

همدارنګه د روان کال د اکتوبر په ۲۸ مه، د افغانستان ولسمشرۍ ماڼۍ وایي ولسمشر اشرف غني سولې ته د رسېدو په موخه یوه ۷ ماده ییزه تګلاره جوړه کړې.

دې تګلار کې له امریکا غوښتل شوي«له دې هېواده تر وتو وروسته، ترهګرۍ سره د مبارزې چوکاټ جوړ کړي. دغه راز له طالبانو د اوربند او د پاکستان لخوا د ترهګرو ډلو د روزنې د بندولو غوښتنه هم شوې ده. له امریکا غوښتل شوي چې له افغانستان د خپلو ځواکونو د وتلو او تر هغې وروسته دغلته د ترهګرۍ پر وړاندې مبارزې لپاره پلان جوړ کړي.

ولسمشر د دغې تګلارې په دویمه ماده کې له طالبانو غوښتي چې د سولې له خبرو مخکې دوه اړخیز اوربند ومني، هغه کار چې حکومت غواړي پوه شي طالبان یوه واحده رهبري لرې او که نه.

د اسلام آباد سره خبرې د دغې تګلارې بله برخه ده، په دې اړه ویل شوي، افغانستان باید پوه شي چې پاکستان ترهګرو ډلو ته پنا ورکول او د هغوی روزنه دروي او که نه.»

د تېرو کلونو ترخو تجربو وښوده چې د سولې په تړاو پاشلې خبرې او غونډې ګټوره او مثبته پایله نه لري. حکومت باید له دې وروسته د سولې په تړاو ټولې هڅې پخپل لاس کې واخلي. که په کور دننه کوم کس یا ډله او یا هر بهرنی هېواد غواړي سولې سره مرسته وکړي، یوازې دې داسې هڅې د مرکزي حکومت له لارې ترسره شي.

د ۲۰۱۹ کال د اکتوبر ۲۹ مه

سرلوڅ مرادزی

ټاکنۍ اوسوله

 

گران هېواد افغانستان ولسونه په ۱۳۹۸ل کال  کي د ټاکنو او سولی پروسه پر مخ وړي، زه غواړم پر دی موهمو مسلو خپل ځغلنده نظر څرگند کړم.

درنو دوستانو اول سوله دامريکا د بهرنيو چارو د وزارت استازي زلمي خليل زاد ۹ ځله د طالب استازو سره په دوحه کې ناستی تر سره کړی خو پاېله نه درلوده، د روسی، چين ، پاکستان هيوادو هم د يو شمير کور ناستو افغان مخکنيو چارواکو سره د طالبانو په گډون بی پاېلی ليدنې وکړی ولی افغان اوسنی حکومت څنډې ته وو؟ اوس بيا چين، پاکستان، روسيه او ايران پر امريکا زور اچوي چی افغان سوله پېل شي راتلونکی اونې  دچين  په هيواد کې ناسته کيږي که خبره را ټوله کړو هغه دا چی تر هغه دا ناستی منډې ترړی پاېله نه ورکوي  تر څو چی ددی سولی اصلي خواوی يانې افغان منتخب حکومت، د ملگرو ملتونو امنيت شورا، امريکا، او نور زيدخلی خواوی دافغان سولی د باعزته تل پاته سولی له پاره د اوربند او مخامخ بين الافغاني خبرو زمېنه برابره نکړي دا يي سمه او دره نه لاره ده  که هر څوک دافغان با عزته سولی غوښتونکي وي نوبيا د خپلو شومو مخو د عملي کولو کوښښ نه کوي په تير ۴۱ کلن ناورين د هر هغه هېواد چی خپلی شومې موخې درلودی ټولې نړې ته بربنډې شوي که بشريت اود انستانيت موخی وي نو سوله هم اسانه او باعزته کيدای شي او که خپل شوم پلانونه عملي کول هدف وي بيانو تش ناستی کومه گټه نه لري يوازی دوخت تيرول دي او بس.

دويم ټاکنۍ ،ټاکنۍ دافغانانو خپل روا حق دی هر افغان کولای شي خپل د خوښې نومان ته رايه ور کړي زه هغه څه ليکم چی زما د سترگو ليدلی حال بيانوي زما په اند په دی نړې کې موږ ژوند کوو دافغان ټاکنو بهير تر هر هيواد په اوسني مودرن تخنيک ولاړ وو زه چی کله په احمد شاه بابا مېنه د احمدشا بابا د نجونو ليسی ته ورداخل شوم موخه مې د خپلی رايي استعمالول وو ځکه ما هلته خپل سټيکر وهلی وو هتله په څؤ خونو کې دالفبا د تورو په شکل خونی وی زما نوم يانی  م اول توری وو پر دوه خونو کې د م توری کسان وو په يوه خونه کې زما نوم لست کې پيدا نه شو بلی خونۍ ته رهنمايي شوم هلته زما نوم وو اول نو م ټيکمار شو بيا زما تذکره کي عکس، سټيکر او نور شيا عکس برداري شول، بيا می گوتی ولگولي بيا زما عکس بايومتريک شو وروسته د رايو په پاڼۀ سټيکر نصب او ماته وويل شول د الماری شاته رايه ټيکمار کړه ما دا کار وکړه تر دی شفافه پروسه په دی نړې کې نشته دی زه وايم که څوک په دموکراسی، ولسواکۍ باورمند وي نودا لار تر ټولو غوره او رڼه ده که څوک ولسواکي په زور او زرو تر لاسه کوي د بل په لمسون پروسه بلی خواته بيايي نودا بيا ښکاره دولس او خلکو سره دښمني اودبل د شومو موخو د عملي کولو اود هغوی غلامي ده  . داولسونه نور ويښ او بيدار شوي دوی ددوست او دشمن توپير کولای شي دوی نور د اسلام مقدس نوم څخه د جهاد او ناوړه استفاده کونکي پيژني اوس ددی وخت را غلی چی ټول ولسونه د ملي گټو د خونديتوب له پاره سوله وکړي اودا وران هيواد بيارغونه ترسره کړي.

م اقا شيرزاد

 

د کردانو ۳۵ ملیوني نفوس

16.10.2019kordan med smuk pige
د ایران، ترکیې، عراق او سوریې په هیوادونو کې اباد دی چې په خپل ټول تاریخ کې یې د خپل ځان لپاره ځانګړی دولت نه دی جوړ کړی چې دا هغه ارمان دی چې د دې قوم د تیرو شویو ټولو مشرانو په زړونو کې پاتې دی دوی یواځې واړه واړه امارتونه جوړ کړي دی لکه مرواني امارت او بدرخاني امارت.
کردانو د اسلام د دویم خلیفه حضرت عمر رضی الله د خلافت په دوره کې اسلام ومانه او دا سیمه د مسلمانانو له لورې فتحه شوه چې له هغې مودې راهیسې دوی د نورو عربو قبیلو په څیر ژوند کوي.
کردان په خپل تاریخ کې ډیرې ویاړمنې څیرې هم لري لکه صلاح الدین ایوبي او شیخ الاسلام ابن تیمیه چې تاریخ پوهان دواړه کردان بولي.
عثماني خلافت د شپاړسمې میلادي پیړۍ په لومړیو کې کردانو ته له دې امله ډیر امتیازات ورکړي وو چې دوی د شیعه صفویانو په وړاندې جنګیدل خو د ۱۹۱۴م او ۱۹۱۸م کلونو ترمنځ د عثماني خلافت د کورنیو ستونزو پرمهال کردانو هم د نورو عربانو په څیر د عثماني خلافت پر ضد په توطیو او دسیسو جوړولو پیل وکړو.
تیر ۱۰۰ کلونه کردان د امپراطوریو په خدمت کې
په ۱۹۱۸ م کال د محمود حفید برزنجي په مشرۍ د عثماني خلافت پرضد کردانو، د برطانویانو سره د مرسته وکړه او د عثماني خلافت په ضد یې د لواء السلیمانیه په نوم ملیشې جوړې کړې چې دې لواء ډیر دوام ونکړو او په ۱۹۲۲م کال کې دا ملیشې له منځه لاړې.

کردان د عثماني خلافت پرضد د بریتانویانو په خدمت کې

د برزنجي په مشرۍ کردانو د بریتانويانو سره مرسته وکړه چې بریتانویانو له کردانو سره د یوه ځانګړي دولت د جوړولو وعده کړې وه خو په د ۱۹۲۳م کال د جولاي په ۲۴مه کردان هغه مهال بریتانویانو په سپین میدان پریښودل چې کله د سویټزرلینډ په لوزان ښار کې د لوزان تړون لاسلیک شو.
لوزان تړون د لوزان په ښار کې د لومړي نړیوال جنګ د متحدینو او د ترکیې ترمنځ لاسلیک شو چې له مخې یې د یونان او بلغاریې سره د ترکیې پولې معلومې شوې او هم د قبرص، عراق، شام په سیمو د ترکیې دعوه لغوه شوه. د لوزان په تړون سره د سیفر تړون لغوه شو هغه تړون چې کردانو ته پکې د ځانګړي دولت وعده ورکړل شوې وه.
د لوزان تړون وروسته کردانو د برزنجي په مشرۍ بیا وسله وال مقاومت پیل کړو چې تر ۱۹۳۱م کال پورې یې دوام وکړو.
کردان د بریتانویانو له لورې پنځه ځله د جګړې په میدان کې خوشي تشي پریښودل شول.

کردان د ایران په ضد د روسانو په خدمت کې

د ۱۹۳۲م کال څخه د کردانو د وسله وال مقاومت مشري احمد او مصطفی برزنجي په غاړه واخیسته چې له اوږدو جګړو وروسته یې په عراق کې د اربیل او بادینان سیمو واک ترلاسه کړو. دا ځل روسانو د کردانو سره ژمنه وکړه چې دوی ته به ځانګړی دولت جوړوي، کردانو د ایران په خوا کې هم ګڼې سیمې لاندې کړې. روسانو د محمد رضا پهلوي سره ستونزې درلودې او کردان یې هڅول چې ځانګړی دولت اعلان کړي دوی به یې مرسته وکړي هماغه ؤ چې په ۱۹۴۶م کال د جنوري په ۲۲مه قاضي محمد د روسانو په مرسته د ټولو کردانو لپاره د جمهوري مهاباد په نوم ځانګړی دولت اعلان کړ.
د ایران شاهي دولت د روسانو سره د تیلو یو تړون لاسلیک کړو چې په بدل کې به یې روسان د کردانو له ملاتړه لاس اخلي چې همداسې وشول روسانو کردان په سپین میدان کې پریښودل او د ایران شاهي دولت د کردانو په وړاندې جګړه پیل کړه او مهاباد جمهوریت ۱۱ میاشتې وروسته ونړیدو، قاضي محمد د ایران د مهاباد په سیمه کې په عام محضر کې اعدام کړل شو.

کردان د عراق پرضد د اسرائیلو په خدمت کې

بارزانیانو په ۱۹۴۸م کال کې د اسرائیلو د لومړی لومړي وزیر ډیویډ بن ګوریون سره اړیکې جوړې کړې، اسرائیلو غوښتل چې خپله ختیځه پوله په کردانو وساتي چې اسرائیلو د کردانو د جنګیالیو روزنه پیل کړه او د اسرائیلو موساد به کردي جنګیالي په څرګند ډول روزل او بیا به یې کردي سیمو ته لیږل.
د ۱۹۵۸م کال د کردي انقلاب وروسته د عراق حکومت د کردانو سره په یوه تړون کې د کردانو حقوق ومنل او په ۱۹۷۰م کال یو بل تړون چې د صدام حسین او کردانو ترمنځ لاسلیک شو، کردان په عراق کې په رسمي توګه ومنل شول خو کردانو بیا هم د اسرائیلو له ملګرتیا لاس وانخیست او د صدام د نظام په وړاندې یې د اسرائیلو سره لاس یو کړی وو.
د اسرائیلو او کردانو ترمنځ اوسنی اړیکې هم له هماغه وخته پیل شوی دی. د اسرائیلو ۷۵ سلنه تیل د کردستان څخه دی او اسرائیل په کردستان کې لوی لوي شرکتونه لري.
وروسته د کردانو د دوو مشرانو جلال طالباني او مسعود بارزاني ترمنځ د واک پر سر جنګ رامنځ ته شو چې ترمنځ یې د دواړو لورو څخه زرګونه کردان ووژل شول.

کردان د عراق پرضد د خمیني په خدمت کې

په ۱۹۸۰م کال د صدام حسین او ایران ترمنځ جګړه رامنځ ته شوه چې خمیني د جلال طالباني او مسعود بارزاني ترمنځ جوړه وکړه او دواړه یې وهڅول چې د عراق په خلاف د دوی ملګرتیا وکړي. کردانو د ایران په ملګرتیا د عراق په وړاندې جګړه پیل کړه چې په ۱۹۸۸م کال کې صدام حسین د کردانو د حلبجه په ښار د کیمیاوي وسلو برید وکړو او زرګونه کردان یې ووژل.
د ایران او عراق په جګړه کې کردانو یواځې له ایران څخه مرسته نه ترلاسه کوله بلکې له اسرائیلي دولت څخه یې هم مالي او تسلیحاتي او د روزنې مرسته ترلاسه کوله ځکه اسرائیل له صدام حسین څخه ډیر په ویره کې وو.کردان د عراق پرضد امریکایي ائتلاف په خدمت کې

په ۱۹۹۱م کال امریکایي ائتلاف د کویت د ازادولو لپاره په عراق برید وکړو او عراقي ځواکونه مجبور شول چې کویت پریږدي هغه مهال بیا هم د کردانو مشر مسعود بارزاني د امریکایي ائتلاف مرسته وکړه او کردان یې د امریکایانو په څنګ کې د عراق په ضد وجنګول هغه مهال په زمکنۍ جګړه کې د عراقي ځواکونو د ماتي لوی لامل د کردانو مقاومت ؤ.
امریکایانو کردانو ته وعده ورکړې وه چې د کویت له ازادۍ وروسته به د عراق، ترکیې او ایران په منځ کې دوی ته ځانګړی دولت جوړوي خو د صحراء له معرکې وروسته بیا هم کردان د ائتلافیانو له لورې صدام حسین ته په سپین میدان پريښودل شول چې د عراق د نظام له لورې یې په زرګونه کسان ووژل شول او ملیونونه له خپلو سیمو وتښتیدل.
صدام حسین غوښتل چې د طالباني او بارزاني ډلې په بشپړ ډول له منځه یوسي او ټول جنګیالي یې له یوې مخې ووژني خو فرانسې مداخلې وکړه او د عراق په شمال کې یې د عراقي ځواکونه هوایي پروازونه بند کړل چې ورسره کردي جنګیالیو د ارام ساه واخیسته.
په ۱۹۹۴م کال د طالباني او بارزاني ډلو ترمنځ بیا جګړه پیل شوه چې تر ۲۰۰۳م کال پورې یې دوام وکړو او پکې زرګونه کردان ووژل شول.

کردان دویم ځلي د امریکایانو په خدمت کې

په ۲۰۰۳م کال بش په عراق بریدونه پیل کړل او د کردانو دواړې ډلې د امریکایانو له لورې منظمې کړل شوې د صدام حسین په خلاف یې زمیني جګړه پیل کړه په افغانستان کې د نظار شورا د جګړه مارانو په څیر کردان هم د صدام په وړاندې په جګړه کې د امریکایانو لپاره ډیر مؤثر تمام شول او د شمال له لورې ټوله زمکنۍ جګړه کردانو په مخ یوړه.
په ۲۰۰۵م کال امریکایانو اراده وکړه چې د عراق د سمبالچار پاؤل بریمیر څخه واک عراقیانو ته ولیږدوي، په عراق کې پارلماني ټاکنې اعلان شوې د عراق په پارلماني ټاکنو کې د کردانو د طالباني ډلې ۷۷ څوکۍ وګټلې چې طالباني د عراق لپاره مؤقت دولت تشکیل کړو او نوموړی د همدې دولت مشر شو او مسعود بارزاني بیا د کردستان د اقلیم مشر وټاکل شو چې بارزاني به د کردستان ټولې چارې د مرکزي حکومت څخه په جلا ډول پرمخ وړې.
له عراق څخه د امریکایي ځواکونو د وتلو وروسته کردان بیا په سپین میدان پریښودل شول تر هغې چې په عراق کې داعش راڅرګند شو او خپلې ریښې یې سوریې ته هم وغوځولې.

کردان د داعش په وړاندې دریم ځلي د امریکایانو په خدمت کې

په ۲۰۱۴م کال چې کله داعش د خلافت اعلان وکړو، امریکایي ځواکونه سوریې ته راننوتل او د کردانو په سیمو کې یې لویې لویې نظامي اډې جوړې کړې.
کردان دا ځل په سوریه کې یواځې د داعش په وړاندې نه بلکې د ټولو ښي اړخو ډلو په وړاندې جګړې ته رامخکې شول.
ترکیه چې د ناټو غړی هیواد دی او د امریکایانو متحد دی، څو ځله یې ناټو او امریکا ته د کردانو له خوځښتونو شکایت وکړو خو امریکایانو ترکیې ته تل ډاډ ورکاوه چې د ترکیې په ضد به له کردانو سره مرسته ونه کړي.
په سوریه او عراق کې د داعش له ماتې وروسته ټرمپ وغوښتل چې له سوریې خپل ځواکونه وباسي، چې دا دی کردان دا ځل ترکیې ته په سپین میدان پریښودل شول.

کردان ولې له تیر تاریخ څخه عبرت نه اخلي؟

کردان له پیړیو ډیر تکړه جنګیالي لري چې همدې ټکي له تیرو سلو کلونو راهیسې د امپراطوریو پام د دوی لور ته راګرځولی دی، اروپایان او امریکایان له هماغه وخته د دوی ځوانان خپلو هیوادونو ته بیایي او هلته یې د لویدیځ په فکر روزي چې خپلو ټولنو ته له راتګ وروسته ورته د امریکایانو او اروپایانو ملګرتیا په هره بیه قبوله وي.
کردان د عراق، سوریې، ایران، ترکیې هیوادونو کې ویشل شوی دی او دوی په دې ټولو هیوادونو کې اقلیت بلل کیږي چې لویدیځ هیوادونه کوشش کوي چې کردان په دې سیمې کې د یوه جنګي ابزار په توګه د تل لپاره وساتي.
که کردان د اروپا او امریکا له دغو روزل شویو ټامیانو څخه ځان خلاص کړي شاید په راتلونکې کې د خپل تاریخ د مسلسل تکرار سره مخ شي کنه کردان به په راتلونکې کې هم د نیابتي جګړو کرایه شوی جنګیالي وي.

ملګرو ملتونو په ۷۴ مه عمومي مجمع کې د ملي امنیت سلاکار ډاکټر حمدالله محب د وینا متن

1.10.2019Moheb i FN
بسم الله الرحمن الرحیم
د ناستې ښاغلی رئیس، د ملګرو ملتونود سازمان محترم سرمنشي، درنو استازو، سفیر صاحبانو، ښاغلو او آغلو! ویاړم، چې نن په دې مهمه ناسته (پلټ فارم) کې ستاسو درنو همکارانو او شریکانو پر وړاندې ولاړ یم او د خپلو هیوادوالو استازیتوب کوم.
بله د ویاړ خبره داده، چې یوازې دوه ورځې وړاندې شاوخوا درې میلیونه افغانانو د ترهګرۍ له ګواښونو سره خپل ژوند په خطر کې واچاوه او د افغان ځوانې ډیموکراسې په څلورمه دوره ولسمشریزو ټاکنو کې یې رایه ورکړه.
د هغو کسانو په منځ کې، چې رایه یې ورکړه نارینه، مېرمنې او آن لا داسې سپین ږیري شامل و، چې ښايي دا یې د ژوند وروستۍ رای اچونه وه. همدارنګه داسې ځوانان هم په کې و، چې نوي د رای اچونې سن ته رسيدلي او دا یې د ولسمشر ټاکلو لومړۍ تجربه وه. په ټاکنو کې داسې کسانو هم رایه واچوله، چې معلولان و او د رای اچونې تر مرکزه تګ ورته آسانه نه و.
زموږ په ولسمشریزو ټاکنو کې داسې کسانو هم برخه واخیسته، چې د لاس ګوتې یې د ۲۰۱۴ کال په ټاکنو کې د طالبانو لخوا پرې شوې وې، خو دوی بیا هم راووتل او رایه یې ورکړه.
مونږ یوازې د ولسمشر د ټاکلو لپاره رایه ورنکړه، بلکې ډیموکراسۍ ته مو رایه ورکړه، اساسي قانون ته مو رایه ورکړه، سولې ته مو رایه ورکړه، آزادۍ او ملي حاکمیت ته مو رایه ورکړه، هوساینې او وصل ته مو رایه ورکړه او د افغانستان اسلامي جمهوریت ته مو رایه ورکړه.
ګرانو هیوادوالو! زه تاسو ته د رایې کارونې له حقه د استفادې له امله مبارکي وایم او له ټولو مسلکي او زړورو افغان امنیتي او دفاعي ځواکونو څخه مننه کوم، چې ددې حق د ساتلو لپاره یې هڅې وکړې. زمونږ ۷۰ زره زړورو ځواکونو ددې تاریخي بهیر په لړ کې د خپلو هیوادوالو ساتنه وکړه. د افغان ځواکونو د مسلکیتوب له امله د د ښمن ډېری او آن لا ټول هغه بریدونه، چې په دې ورځ یې زموږ د ملکي هیوادوالو د په نښه کولو لپاره پلان کړي و، دفع کړل.
زه ددې لاسته راوړنې له امله د نړۍ وګړو ته هم مبارکي وايم او له تاسو هر یوه مننه کوم. نړیواله ټولنه په ځانګړي ډول د ناټو غړي هېوادونه په تېرو دوو لسیزو کې زموږ ترڅنګ ولاړ و او موږ ته یې ددې زمینه برابره کړه، چې هیواد مو له جګړې راووځي، بیا ورغول شي او د یوه نوي افغانستان په اړه فکر وکړو، داسې افغانستان، چې په اسلامي ارزښتونو او افغاني عنعناتو ولاړ او د تل لپاره له خونړۍ ماضي ژغورل شوی وي.
تاسو هغه مهال د یوې افغان ډیموکراسۍ په اړه زموږ د لیدلوري د عملي کېدو په برخه کې ستره او ارزښتناکه پانګونه وکړه او آن مو خپل نارینه او ښځینه د مرګ له خطر سره مخامخ کړل، چې ډیموکراسي زموږ په هیواد کې یوازې یوه مفکوره وه، خو اوس تاسو د هغې سرمایه ګذارۍ مثبتې پایلې ګورئ، چې د پالیسیو، اقداماتو، بنسټونو، اصولو او آن لا خلکو په بڼه را څرګندې شوې دي. مونږ، د افغانستان نننيو ځوانو رهبرانو د ولسواکۍ هغو اصولو او ارزښتونو ته غېږ پرانېستې، چې د ملګرو ملتونو سازمان یې پر بنسټ تاسیس شوی دی.
ښاغلی تیجاني محمد باندي! اجازه راکړئ، چې د ملګرو ملتونو د ۷۴ مې عمومي ناستې د ریاست پر څوکۍ ستاسو د ټاکنې له امله مبارکي ووایم. مونږ د هغو موخو د پراخې دایرې ملاتړ کوو، چې ددې عمومي غونډې په اجنډا کې تعقیبېږي او د سولې او امنیت له پرمختګ، د زده کړو د کیفیت له ښه والي، د بې وزلۍ د له منځه وړلو او اقلیمي بدلونونو ته له رسیده ګي څخه عبارت دي. مونږ همدا ډول د عمومي مجمع د پخوانۍ مشرې ماریا فرنیندا اسپینوسا له هڅو او مشرتابه هم مننه کوو.
ښاغلی رییس،
زموږ ولسمشر جلالتمآب محمد اشرف غني دوه کاله وړاندې د ملګرو ملتونو په ۷۲ مه غونډه کې پر همدې ځای د هغو ابهاماتو په اړه پوښتنې را پورته او خبرې وکړې، چې نړیواله ټولنه ننګوي او اړتیا لیدل کېږي، چې د حل لپاره یې ټول په ګډه پر وړاندې ودرېږو. له هغې مودې را پدېخوا افغانانو په خپل هېواد کې یو څه ډېر ډاډ رامنځته کړی دی.
موږ افغانان د ولسواکۍ او سولې لپاره پر خپله ژمنه ولاړ یو. افغان امنیتي او دفاعي ځواکونو د یوه مسلکي او استوار بنسټ په توګه دا ثابته کړې، چې زمونږ له ډیموکراتیک بهیره ساتنه کولای شي او نړیواله ټولنه هم له دې بهیره د ملاتړ په برخه کې له افغان ولس او دولت سره په خواکې ولاړ دي، خو لاهم د هغو کسانو د موجودیت له امله، چې د سولې پر وړاندې ولاړ دي ابهامات موجود دي.
طالبانو او د هغوی بهرنیو ملاتړو ته له همدې ځایه د افغان ولس یو پیغام لرم: له موږ سره د سولې په بهیر کې یو ځای شئ، کنه پر وړاندې به مو جګړه جاري وساتو. لکه څنګه، چې زما همکارې او په ملګرو ملتونو کې د افغانستان استازې عادله راز تېره اوونۍ په همدې ځای کې وویل زه هم وایم، چې په دې جګړه کې بریا زموږ ده.
ښاغلی رییس،
زه دلته یوازې له وظیفوي لحاظه د خپل ولس استازولي نه کوم؛ بلکې زه د هیواد له هغه مطلق اکثریت څخه یو یم، چې شاوخوا ۶۰ سلنه وګړي جوړوي او د خپل ژوند شاوخوا درې نیمې لسیزې مې په جګړه کې تېرې کړې دي. زمونږ همکارانې سفیر صاحب عادله راز او سفیره رویا رحماني هم د هغه نسل یوه برخه ده، چې په جګړه کې زېږېدلي او لوی شوي دي.
مونږ نوی افغانستان یوو!
افغانستان دا مهال تر بل هر وخته ډېر د ځوانانو د هیلو پر اساس اداره او مخته ځي. د وروستیو شلو کلونو لاسته راوړنو مونږ ته دا فرصت راکړی، چې خپلې هیلې پر یوه قوي باور بدلې کړو. مونږ د هغې سولې د راوستو لپاره پر خپلو وړتیاوو باور لرو، چې ټول عمر مو یې هیله درلوده. مونږ په دې اړه له وړاندې زیات ګامونه پورته کړي، خو لا هم اوږده لار په مخکې لرو. راتلونکي ګامونه په موږ افغانانو پورې اړه لري.
د ولسمشرۍ ټاکنو پایلې، چې هر څه وي، خو یو شی واضح دی، چې سوله د دولت لومړیتوب دی او وي به، چې اوس حکومت ته د خلکو د یو ځل بیا رایې ورکولو له امله به نوره هم تقویه شي.
سولې ته د رسېدو لپاره راتلونکی ګام به هم د لومړي هغه په څېر د افغانانو لخوا پورته شي. د ۲۰۱۸ کال په فبروري کې جمهو رییس محمد اشرف غني طالبانو ته له قید او شرط پرته د سولې د مذاکراتو وړاندیز وکړ، چې تر اوسه هم پر خپل ځای دی. د همغه کال په جون میاشت کې، چې افغانانو د اختر ورځې نمانځلې درې ورځنی سرتاسري اوربند وشو، چې هېچا یې فکر نه کاوه. دې کار افغانانو ته یو نه ماتېدونکی ډاډ ورکړ، چې سوله ممکنه ده او په ډاګه شوه، چې حکومت له خپلو وسله والو مخالفانو سره د مخامخ خبرو اترو وړتیا لري.
ولسمشر محمد اشرف غني په نوامبر میاشت کې د سولې لار نقشه وړاندې کړه او یو مذاکراتي ټیم یې اعلان کړ. افغانستان د ۲۰۱۹ کال له پیل سره له افغانانو سره د سراسري مشورې له لارې د سولې لارې ته دوام ورکړ.
په دې اړه افغان مېرمنې تر بل هر چا د ډېر امتیاز مستحقې دي، ځکه تر بل هر چا وړاندې د هیواد په کچه د سولې د اجنډا پر محوریت را ټولې شوې. په فبرورۍ کې د افغانستان له ۳۴ ولایتونو څخه ۱۵۰۰۰ مېرمنو د سولې د توافقنامې پر شرایطو بحث وکړ او د هغوی له ډلې ۳۰۰۰ تنو یې په کابل ښار کې له دې اجنډا د ملاتړد اعلان لپاره ناسته وکړه.
حکومت په اپریل کې د سولې تاریخي ملي مشورتي لویه جرګه را وغوښته، چې د سولې په هوکړه لیک کې یې د خلکو پر غوښتنو بحث او مشورې وکړې.
پورته یاد شوی هر نوښت داسې یو ستر ګام دی، چې مشري یې افغانان کوي او یوې ټول شمولې، پایداره او با عزته سولې ته زمینه برابروي او لا ډېر خوځښت رامنځته کوي.
موږ په داسې حال کې، چې په دې اړه د یوه بل ګام پورته کېدو ته تیار یو، ژمن یو، چې سوله باید پایداره، همه شموله او باعزته وي. افغانان د لانورې وینې بهېدنې د مخنیوي په موخه په بېړني ډول د اوربند غوښتونکي دي، هغوی غواړي، چې د افغان حکومت او طالبانو ترمنځ د سولې خبرې وشي او غواړي، چې اسلامي جمهوریت د ملت او دولت د بنسټ په توګه باقي پاتې شي. مونږ نه یوازې د خپلو لاسته راوړنو د خوندیتوب غوښتونکي یو، بلکې د هغه اساس د ساتلو غوښتنه هم کوو، چې د موجودو لاسته راوړنو د لا ډېرېدو او غوړېدو امکانات برابروي.
مونږ په دې اړه د هغو نړیوالو شرکاو له همکارۍ مننه کړې او ښه راغلاست مو ورته ویلی، چې د سولې د تامین په برخه کې زموږ له اصولو سره مطابقت لري او د افغانانو په مشرۍ یې د سولې له پروسې ملاتړ کړی. سوله زمونږ مشترک هدف او ترهګري زمونږ ګډ دښمن دی او نباید د سولې په یوه غیر واقعي استعجالیت کې ترهګر پیاوړي کړو.
زه غواړم له نړیوالو شریکانو او ملګرو مننه وکړم، چې زمونږ د سولې د هڅو ملاتړ یې کړی دی د هغو له جملې د امریکا متحده ایالات، اروپايي ټولنه، جرمني، ناروې، سعودي عربستان، متحده عربي امارات، اندونیزیا، ازبکستان او نور هیوادونه.
دا مهال افغانان د نړیوالې ترهګرۍ پر لومړۍ کرښه جنګېږي، چې د نورو هیوادونو خلک په سوله کې ژوند وکړي، خو دا باید له یاده ونه باسو، چې سوله یو دایمي وضعیت نه دی، بلکې دوامدره ارزیابۍ او پاملرنې ته اړتیا لري، چې شریک اړخونه یې په ګډه پر غاړه اخلي او ارزښتونه سره شریکوي. هغه ترهګر، چې افغان ځواکونه ورسره جګړه کوي، مونږ او ټولې نړۍ ته ګواښ دي.
ترهګري په همغې کچې، چې یوه مفکوره ده، د تاوتریخوالي یو ډول هم دی. مونږ باید د ترهګرو د ملاتړو افکارو د تفکیک لپاره، هغه که هر ځای وي، په ګډه کار وکړو. د صفر زغم تګلاره، چې هر ځل یې یادونه شوې، نه باید نوره د بحث موضوع وي، بلکې باید په داسې یوه کار بدل شي، چې اقدام ته ضرورت لري. مونږ په سیمه کې غوڅو اقداماتو او ژورې همکارۍ ته اړتیا لرو.
له ترهګرۍ سره مبارزه کې اړتیا ده، چې د ټولیز امنیت د پیاوړي کولو داسې چاره رامنځته شي، چې د ترهګرو جرمي فعالیتونو ته پراخه پاملرنه وکړي او د هیوادونو ترمنځ د هغوی د تګ راتګ، سرباز ګیرۍ او د هغوی د تمویل د هغو سرچینو په اړه، چې ددوی جرمي او وژونکې بقا ته لار پرانیزي پام ونیسي.
له ترهګرۍ سره مبارزه د امریکا له متحدو ایالتونو او ناټو شریکانو سره زموږ د ګډ کار بنسټ جوړوي، چې افغانستان هغه ته په بشپړ قوت سره ژمن دی. زه ټولو پوځیانو او د هغوی کورنیو، نه یوازې افغان ملي امنیتی او دفاعي ځواکونو بلکې، د مختلفو هیوادونو سرتېرو ته، چې زموږ له ځواکونو سره اوږه په اوږه جنګېدلي او خپل سرونه یې قربان کړي همدردي وړاندې کوم. موږ افغانان به کله هم ستاسو قربانۍ هېرې نکړو او منندوی مو یو.
ښاغلی رئیس!
لکه څنګه، چې د عمومي غونډې له بحثونو څرګنده شوه، ترهګري او منازعه نړۍ ته د متوجه نننیو ګواښونو یوازنۍ بېلګې نه دي؛ بلکې د اقلیمي بدلونونو اغېزې او انساني بحران هم هغه لومړیتوبونه دي، چې افغانستان هره ورځ ترې متضررېږي. دغه ننګونې کولای شو یوازې د نړیوالو همکاریو د یوه نوي میزان او هستې په مرسته له منځه یوسو. که چېرې ددې ننګونو د له منځه وړلو غوښتونکي یو او هیله لرو چې د تل پاتې ودې اهداف تر لاسه کړو، باید له شخصي ګټو ور هاخوا لیدلوری ولرو.
افغانستان ددې ژمنو په عملي کولو کې د ملي پراختیا د اجنډا له اصولو او د پایدارې ودې له موخو سره په تطابق کې پانګونه کړې ده. دا اهداف د افغانستان د سولې او انکشاف په ملي اډانه او د ملي لومړیتوبونو په پروګرامونو کې ځای لري.
له هغه ځایه، چې د افغانستان اقتصاد اوس هم اکثرا پر کرنه ولاړ دی، ځکه يې د اقلیمي بدلونونو له امله ډېر زیانونه زغملي. اوږده وچکالي زمونږ خلکو ته د ژوند او مرګ موضوع جوړه شوې ده. یو زیات شمېر خلکو مو خپل کورونه پرېښي دي او په شدیده بې وزلۍ کې ژوند کوي. دا هغه مسله ده، چې مونږ اوس هم ورته د اوږدمهاله حل لارې موندلو په لټه کې یو او په ورته وخت کې زیانمنو شویو کسانو ته بېړنۍ بشرپاله مرستې هم رسوو.
د تېرې اوونۍ په سرمشریزه کې د نړۍ مشرانو د اقلیمي بدلونونو په اړه پر داسې استعجالیت ټینګار وکړ، چې ددې خطر د زیانونو د کمولو لپاره نویو اقداماتو ته اړتیا پېښوي. موږ به دا مهم بحثونه د اقلیمي بدلون په راتلونکي کنفرانس کې، چې راتلونکی ډسمبر په چیلي هیواد کې جوړېږي دوام ورکړو.
ښاغلی رئیس،
غواړم خپلې خبرې د ملګرو ملتونو د تعهد په محور څرخیدونکي یوه پیغام باندې، چې راتلونکي ته ګوري راونغاړم. له کنډوالو د افغانستان د راوتلو سفر او دوامدار پرمختګ د ملګرو ملتونو او څو اړخیزو همکاریو د اهمیت شاهد دی.
افغانستان سږ کال د خپلې خپلواکۍ سلمه کلیزه ونمانځله. ددې پېړۍ په وروستیو دوو لسیزو کې تاسو له موږ سره مرسته وکړه، چې ولسواکۍ رامنځته کړو، چې اوس یې مونږ پر قوي بسټ په ډاډ سره ولاړ یو او د پر ځان بساینې، هوساینې او سولې پر لور حرکت کوو.
نوی افغانستان په سیمه کې د همکاریو، وصل او انکشاف په مرکز د اوښتو په حال کې دی. د استانبول پروسې په شمول، د آسیا زړه او د افغانستان په اړه د سیمه ییزو اقتصادي همکاریو کنفرانس د افغانانو هغه نوښتونه دي، چې له وړاندې یې اقتصادي ګټې رامنځته کړي او د سوداګرۍ، د توکو تحرک، او په ټوله سویلي او منځنۍ آسیا کې يې د خلکو او فکرونو لپاره نوې پولې پرانېستې دي.
مونږ اوس ویلی شو، چې د افغانستان ولسواکي یو بریالی داستان و، چې نه یوازې په افغانانو، بلکې موږ او تاسو ټولو پورې تړاو لري.
ښاغلی رئیس،
هو! وخت زموږ د پرمختګ شاهد دی، خو وخت لاهم موږ ته درد راکوي. افغانان د خپل هر هېوادوال په مرګ ځورېږي، زمونږ لپاره هره هغه شېبه د غم ده، چې یو افغان خپل ژوند په کې له لاسه ورکوي.
زموږ ماموریت د داسې یوې سولې رامنځته کول دي، چې د ټولو افغانانو درد ته د پای ټکی کېږدي. یوازې په سوله کې هر افغان کولای شي د هغې ډیموکراسۍ آزادي او او فرصتونه تجربه کړي، چې موږ یې د راوستو لپاره ډېرې قربانۍ ورکړې دي. هېڅ افغان تر هغې سوله ییز او ازاد ژوند نه شي لرلای، چې ټول افغانان دسولې شاهدان ونه اوسي. دا هغه ورځ ده، چې موږ ژوند او کار ورته کوو او پوهېږو، چې داسې یوې ورځې ته د خپلو نړیوالو دوستانو او همکارانو په مرسته رسېدلای شو.
دا هغه ورځ ده، چې مونږ یې یوازې هیله نه لرو، بلکې باور پې لرو.
مننه

هغه شپږ هیوادونه چې د تورپوستکو خلکو د مرییتوب له لارې یې ځانونه زیات شتمن کړل

 Slavari i usa14.9.2019

۱ / د امریکا متحده ایالتونه
دغه هیواد د نورو د غلامونې (مرییتوب) له لارې اقتصادي ځواک وموند، سوېلي برخه یې په شتمنه سیمه بدله شوه او د والسټریت مامله ګرو د مریانو (غلامانو) په سوداګرۍ کې خپله نیکمرغي وموندله.

په یادو مامله ګرو کې، جی.پي. مورګان چیس، نیویارک لایف او د لیهمان برادړز شرکتونه شامل دي چې نیویارک ښار یې د غلامانو د سوداګرۍ په حساب د نیویارک ستره ښاري اداره وګرځوله. د اټکل له مخې د امریکا متحده ایالتونو د غلامانو له جبري کار څخه د سل(۱۰۰) تریلیونو ډالرو په ارزښت پانګه ترلاسه کړه.
۲ / انګلنډ
برتانیې د ۱۷۶۱ ــ ۱۸۸۰ (ز) پورې ۱،۴ میلیونه افریقایي بندیان د غلامانو په توګه وپلورل چې ۹۶،۵میلیونه ( د نن ورځې په حساب نږدې ۱۳ میلیارده) ډالر یې د غلامانو له سوداګرۍ څخه زېرمه کړل. برتانیې لدې لارې ډېرې مهمې مؤسسې جوړې کړې لکه، لندن بانک او بارکلي. د غلامانو سوداګري د برتانیې د صنعتي انقلاب اصلي کتلیست ګڼل کيږي.
۳/ فرانسه
فرانسې د ۱۷۸۰ لسیزې په پاي کې ۱،۶ میلیونه افریقایان ویسټ اینډیز ته ولېږدول. د فرانسې مستعمره، سینت دومینګو (هایاتي)، د ویسټ اینډیز پر ډېره شتمنه سیمه او په امریکا کې د اروپايي اجناسو لپاره پر حیاتي بندر بدله شوه. د غلامۍ پر بنسټ ولاړ د بورې (شکرې) تولید د فرانسې د ملي بودیجې مهمه سرچینه شوه.
۴ / هالنډ
د لویدیځ هند هالنډي شرکت The Dutch West India Company په ۱۸۶۱ کې د غلامانو د انحصاري شرکت په توګه پرانیستل شو. د غلامانو د لېږد ۲۵٪ بیړۍ په امستردام کې جوړیدلې. زیاتره اومه توکي چې مریانو تولیدول په هالنډ کې پخېدل او د دغه هیواد د ۱۷ پیړۍ يانې طلایي عصر سرته رسونې, د امستردام کانالونه او مشهور ښاري مرکز يې تمویلول.
۵/ پرتګال
پرتګال لومړنی اروپايي هیواد و چې د اتلانتیک د غلامانو په سوداګرۍ کې دخیل شو. دغه هیواد ۴،۵میلیونه افریقایان سوېلي امریکا ته د غلامانو په توګه صادر کړل او د انسانانو د سوداګرۍستر اروپايي هیواد شو. پرتګال په برازیلي مستعمرو کې د بورې، سروزرو او الماسو د تولید په کار کې د تورانو له زبېښاک (استثمار) نه استفاده کوله. دغه هیواد له سرو زرو څخه د وسلو او نساجي توکو په رانیولو کې ګټه اخیستله او باروک (Baroque په ۱۷ ــ ۱۸ زېږدي پیړیو کې ښکلي ودانیز او هنري سبک ـ ژ) یادګاري ودانۍ یې جوړولې.
۶/ هسپانیه
هسپانیا په امریکا کې د بومي خلکو تر ټولوژنې وروسته، د خپلو مستعمرو د ادارې لپاره، د غلام کړی شویو افریقایانو په کار متکي شوه. د غلامانو له اجباري کار څخه ترلاسه کیدونکې ګټه یې د پانګې زېرمه کولو او د جنګونو د تمویل لپاره لګوله. د دغه هیواد بندري ښارونه وغوړیدل او د اجناسو ستره سوداګري یې رامنځته کړه. د هسپانیې د انګورو او زیتونو باغونو
او همدارنګه د وسلو او څرمنو صنعت پراختیا وکړه.
ژباړن ــ علیمي

2001(ز) کال د اکتوبر په مياشت کې د 52 ــB او نورو الوتکو د بمبارۍ

د 2001(ز) کال د اکتوبر په مياشت کې د 52 ــB او نورو الوتکو د بمبارۍ په پايله کې د امريکا او انگلستان لخوا د افغانستان تر اشغال وروسته, له يوې خوا د دموکراسۍ نارې سورې روانې وې او له بلې خوا د جنگ د اور په لمبو کې د بېگناه افغانانو د سوخت بهير له يوې ورځې تر بلې شدت وموند. د دموکراسۍ, د بيان د آزادۍ او بشري حقونو د ساتنې د شعارونو په منځ کې د هيواد د ملي شتمنيو غصب او لوټ, د جنگ د اړخونو لخوا د ښځو, ماشومانو او سپينږيرو په گډون د ملکيانو وژنه, د پيسو د لاس ته راوړنې لپاره د معصومو ماشومانو په شمول د اشخاصو اختطاف, پر مخدره موادو تر درې ميليونو د زياتو کسانو اعتياد, په دفترونو کې د رشوت او مالي فساد آزادي, د بهرنيو هيوادونو فرهنگي يرغل, د يرغلگرو په مټ د مطرح شويو پرديپالو سياسي څېرو لخوا د ملي ارزښتونو سپکاوی, د ملي هويت مغشوشول او د ديورند کرښې د لرې غاړې پر افغانانو د پنجاب د ترهگرپالې پوځي ادارې وحشيانه عمليات, له افغان څخه د افغان د جلا کولو لپاره د اغځنو تارونو غځول او د ديورند ښکېلاکې کرښې د دواړو غاړو د خلکو پر ملاقاتونو بنديزونه, د هيواد دننه د بمونو د مور په گډون د اشغالگرو د رنگارنگ وسلو استعمال چې د ډول ډول ناروغيو د پيدايښت لامل گرځي او داسې نور ټول هغه څرگند زيانونه دي چې افغانانو ته د پرديو اشغال رسولي دي.
په افغانستان کې د جنگ له دوام پرته, امريکا په سيمه کې خپلو ستراتيژيکو موخو ته نه رسيږي, نو ځکه انگريزي او امريکايي سياستوالو له هماغه پيله, وخت په وخت, په افغانستان کې د خپل اوږدمهالي پوځي حضور ويناوې کړي دي. نږدې يو کال مخکې, د سي آي اي پخواني مشر ډيويډ پيټريوس چې په افغانستان کې يې د امريکايي ځواکونو د لوي قوماندان دنده هم ترسره کړې ده, په يوه مرکه کې, په افغانستان کې د امريکايي پوځونو د اوږدمهالي حضور خبره وکړه. هغه وويل کيدی شي چې امريکايي پوځونه په افغانستان کې د سوېلي کوريا په شان شپېته يا پنځه شپېته کاله حضور ولري.
له افغانستان څخه د امريکايي پوځونو ايستنه د ښاغلي ټرمپ د تېرې انتخاباتي مبارزې ژمنه وه. شونې ده چې ښاغلي ټرمپ به له طالبانو سره د سولې خبرې د همدې لپاره پيل کړې وې چې خپل پوځونه له افغانستانه وباسي. سره لدې چې د اوربند نه شتون او له مذاکراتو څخه د اففانستان د اوسني په نړيواله کچه منل شوي دولت ليرې ساتل د امريکا او طالبانو د سولې د خبرو دوه غټې تېروتنې وې. خو, د امريکا گڼ سياستوال (د امنيتي مشاور جان بولټون په شمول) او لوړ رتبه پوځي مقامات له ټرمپ سره موافق نه وو, نو ځکه د هغوي د فشار په پايله کې د ټرمپ اراده بدله شوه.
اوس شونې ده چې ښاغلی ټرمپ يو ځل بيا له طالبانو سره د سولې خبرو ته زړه ښه کړي. په دې صورت کې له سياسته ناخبرو, پر ځاني گټو مينو, د طالبانو په واکمنۍ کې شړل شويو او بيا د امريکا په مټ مطرح کړی شويو سياسيونو او همدارنگه د امريکا او نورو لويديځو هيوادونو په مرسته لوړو دولتي رتبو ته رسول شويو چارواکو ته په کار دي چې په بين الافغاني مذاکراتو کې د گډون لپاره په يوه خوله د هغه نظام ملاتړ او استازيتوب وکړي چې دوي په کې د واک خاوندان دي. د پرديو له غوړه مالۍ دې لاس واخلي, له جنگ څخه د وطن ژغورنې, د افغانستان د خپلواکۍ او ولسواکۍ د برلاسي لپاره دې يو موټی شي. افغان ولس او روښانگرو هيوادپالو ځوانانو ته په کار دي چې بيدار اوسي, تر څو د دوي هيواد هم آزادي حاصل کړي او هم د ترقۍ او رڼايۍ لار پرانيزي.