آغاخان کیست؟

Khalil Rahman Mujahids foto.

Khalil Rahman Mujahid till جوانان دعوتگر بسوی اسلام

7 tim ·

و آغاخانیان چی عقیده دارند؟آغاخان لقب امام و پیشوای طایفه ای از رافضی های آغاخانی است.
پایه و تهداب فرقهء آغاخان توسط انگلیس در ایران 
بوسیله حسن علی شاه قاجار گذاشته شد.

آغاخان فعلی چهارمین خان و چهل و نهمین امام اسماعیلیه ها است که در سن بیست سالگی در جون ۱۹۵۷ به امامت
بر گزیده شد.
به عقیده و باور رافضی های آغاخانی قرآن مجید محدود به یک زمان و مکان خاص بوده و یک پیام جهانی که شامل حال هرکس و در هرجا و هر وقت باشد نیست. نعوذ باالله
این طایفه گمراه به این عقیده و باور هستند که آغاخان خود قرآن زنده و سخن گوینده است و فرمان های وی هرچه باشد برای آنها هدایت و راهنمایی است. نعوذ باالله
آغاخان رسمآ خود را به عنوان مظهر الهی در روی زمین معرفی نموده و منظور از مظهر نزد این طایفه مشرک،
بدیل و یا مثنی است و به همین سبب پیروان آن آغاخان را و تصویر نجس آنرا سجده می کنند.
آغاخانیان مکلف به ادای نماز و روزه و حج و ذکات نیستند و آنها نماز را با بعضی دعاء ها و شعر های مزخرف و شرک آمیز که روزانه دو الی سه بار تکرار می کنند، تبدیل نموده اند.
و نیز حج در نزد آنها دیدار منحوص و مقهور آغاخان است.
از نظر این طایفه ابله آغاخان و نزدیکان و فامیل اش صلاحیت بخشش گناهان اتباع و پیروان خود را دارند.
این طایفه جاهل رهبر مفسد و فاسق خود را جای نشین پیامبر صلی الله علیه وسلم می دانند. نعوذ باالله!

آغاخانیان اعتقاد دارند که آنچه از طرف الله برای دیگر مسلمانها حرام قرار داده شده برای آنها حلال است و در کوشش و فعالیت و هستند که حرام الله را حلال جلوه بدهند!
بدین خاطر شورایی را ترتیب داده اند بنام طریقه که بواسطه آن سود و رباء و شراب و موسیقی دیگر خبایث را از طریق این شورا به پیروان خود حلال قرار می دهند.
آغاخان و پیروان آن با کمک صلیبی ها از ضعف اقتصادی و بیسوادی و جهل مسلمانان خصوصا مناطق جنگ زده و دور دست و روستایی استفاده نموده و با کمک های عوام فریبانه بسیاری از مسلمان نماها را جذب گروه گمراه خود نموده اند!
آغاخانیان عملا برنامه های را برای بدنام سازی و به بیراهه کشانیدن مسلمانان در چندین کشور اسلامی خصوصا افغانستان اجراء نموده اند امثال
دفاتر و بانک ها سود و قرضه
شبکه های تلویزیونی و رادیویی چون طلوع لمر ….
مراکز رقص و پای کوبی
دفاتر جلب و جذب دختران جوان
و…

اسماعيليهء آغاخاني:
-اين قرقه در ثلث اول قرن نوزدهـم ميـلادي در ايران ظهور نمود، و داعيان شان
قرار ذيل اند:
1-(حسـن علي شاه ) وي آغـاخان اول ميباشـد، انگليـس وي را در رهبري
كودتايى گماشت كه آن بهانه براي مداخلهء شان باشد، بناء وي دعوت به سوي اسماعيليهء نزاريه را شروع نمود، از ايران به افغانستان تبعيد گرديد و از آنجاهم به بمبئ تبعيد گرديد، لقب ( آغاخان) را هم انگليس برايش اعطا نموده است، سال 1881م درگذشت.
2- ( آغاعلي شاه) وي آغاخان دوم ميباشد : 1881-1885م.
3-بعد از وي پسرش ( محمد حسيني ) ميايد كه وي آغاخان سوم است 1885-1957م، وي اقامت در اروپا را ترجيح ميداد، و در اطراف و اكناف دنيا گشته بود، وقتى مي مرد خلافت را به نوادهء خود ( كريم) وصيت كرد و اين وصيتش مخالف قانون اسماعيليه بود زيرا آنان به پسر بزرگ وصيت ميكردند،
4-( كريم) وي آغاخان چهارم ميباشد، كه از سال 1957م تا امروز در مقام خود باقي است، دروس خويش را در يكي از دانشگاه هاي امريكا خوانده است.
هفتم اسماعيليهء واقفه:
-اين گروه فرقه اي از اسماعيليه است كه بر امامت محمد بن اسماعيل كه اولين امامان مستور است، توقف نموده اند و قول به بازگشتش كرده اند، [يعني بعد از وي ديگر امامي را نمي پذيرند و ميگويند: امام همان محمد بن اسماعيل است].
افكار و معتقدات:
-ضرورت به وجود امـام معـصوم منصوص علـيه [امام قبلي وي را صريحا تعيين
نموده باشد] كه از نسل محمد بن اسماعيل باشد، به شرط اينكه پسر بزرگ امام قبلي باشد، مگر ازين قاعده چندين بار تخلف صورت گرفته است.
-عصمت نزد آنان در عدم ارتكاب معاصي و كناه نيست بلكه معاصي و كناهان را طوري تأويل ميكنند كه مناسب به عقايد شان باشد.
-كسيكه امام زمان خود را نمي شناسد و از وي بيعتي در گردن خود نمي داشته باشد، موت وي موت جاهليت است [يعني مثل يك فرد كافر و جاهل از دنيا رفته است].
-به امام خود صفاتي را نسبت ميدهند كه وي را بالا برده مشابه به پروردگار ميسازند، وي را داناي علم باطن ميدانند و پنجم حصهء كسب خود را به وي اعطا مينمايند.
-معتقد به تقيه و پنهان كاري اند، و آن را در اوقات خطرناك تطبيق ميكنند 0
-امام محور دعوت اسماعيليه است و عقيده شان هم در محور شخصيت امام مي چرخد 0
-زمين خالي از امام نمي باشد : يا ظاهر و مكشوف ميباشد و يا باطن ومستور ، اگر امام ظاهر بود جائز است كه حجتش مستور باشد ، ولي اگر امام مستور بود ضرور است كه حجتش و داعيانش ظاهر باشند 0
-قائل به تناسخ اند، وميگويند : امام وارث همه امامان سابقه است 0
-صفات خداوند را منكر اند، زيرا خداوند عزوجل در نظر شان از دسترس عقل بالا است، بنابرآن ميگويند: وي نه موجود است ونه غير موجود، نه عالم است نه جاهل، نه قادر است نه عاجز، ايشان نه به اثبات مطلق، قائل اند و نه به نفي مطلق بنابرين خداوند عزوجل در نظر شان پروردگار دو متقابل، خالق دو متخاصم و حاكم بين دو متضاد است، نه قديم است، نه حادث، قديم امرش و كلماتش، و حادث خلق وايجادش است0
از معتقدات بهره :
* در مساجد ديگر مسلمانان نماز نمي گزارند.
* در ظاهر عقايد شان مشابه عقايد ديگر فرقه هاي معتدل اسلامي است، اما باطن شان چيز ديگري است، آنان نماز مي خوانند اما نماز شان براي امام اسماعيلي مستور است كه از اولادهء طيب بن آمر ميباشد.
* مثل ديگر مسلمانان به مكه حج ميروند، ولي ميگويند: كعبه رمزي از امام است.
-شعار حشاشين اينست ( هيچ حقيقتي وجود ندارد و كل چيز مباح است) كارشان ترورهاي منظم و پناه بردن به قلعه ها و حصار هاي مستحكم بود.
-امام غزالي در بارهء آنان ميگويد: چيزي كه از آنان نقل شده اباحت مطلق، دور ساختن حجاب، مباح و حلال دانستن چيزهاي ناجائز و انكار شريعت ها است، مگر آنان همهء شان، و قتي اين امور براي شان نسبت داده شود از آن انكار مي ورزند [يعني ميگويند: ما برين عقيده نيستم].
-معتقدند كه خداوند مستقيما عالم را نيافريده، بلكه از طريق عقل كلي و به توسط وي آفريده است وعقل كلي محل همهء صفات خداوند ميباشد و آن را حجاب مي نامند و ميگويند: عقل كلي در انساني حلول نموده و داخل شده كه آن انسان همان پيامبر است، همچنين در امامان مستور كه خليفهء پيامبراند حلول نموده است، محمد ناطق وعلي اساس است كه تفسير ميكند.
ريشه هاي فكري و اعتقادي:
-مذهب ايشان در عراق نشأت نمود، بعدا از آنجا به فارس،خراسان، و ماوراء النهر مثل هند و تركستان فرار نمودند،بنابرين در مذهب شان عقايد و آراء قديم فارس و عقايد هندي خلط گرديد، همچنان با آنان افراد منحرف و هواپرست يكجا شد كه اين خود سبب ازدياد انحراف و گمراهي شان گرديد.
-با برا همهء هند، فلسفي هاي اشراقي، بودائي ها، بقاياي كلداني ها، و فارسي هاي [قديم] يكجا شدند و از آنان عقايد و افكاري را در مورد روحانيات، ستاره ها و علم نجوم أخذ نمودند، و در اندازهء أخذ اين خرافات از ايشان با هم متفاوت اند، پنهاني وسري بودن شان همچنان در خرافات و انحرافات شان افزود.
-بعضي از ايشان ( مثل قرامطه) مذهب مزدك و زردشت را در مورد اباحت و اشتراكي بودن پذيرفته اند.
-عقايد شان از قرآن و سنت أخذ نشده، بلكه فلسفه ها و عقايدي در مذهب شان جاي گرفته كه آنان را از اسلام خارج كرده است.
انتشار و جاهاي نفوذ:
-سرزميني كه بر آن اسماعيلي ها سيطره و تسلط داشتند نظر به تغيير اوضاع و گردش احوال، در طول و عرض خود، در مدت زمان طويلي،از هم مختلف بوده است، نفوذ آنان همهء عالم اسلامي را دربر ميـگيرد، اما به تشكيلات مختلـف كه
در هروقت و زمان از هم تفاوت ميكند:
* قرامطه بر الجزيره، بلاد شام، عراق و ماوراء النهر سلطه داشتند.
* فاطمي ها دولتي پايه گذاري كردند كه امتدادش از محيط اطلس و شمال افريقا بود، و مصر و شام را نيز قبضه نمودند، مردم عراق نيز به مذهب شان گردن نهادند و در سال 540هـ بنام آنان بر منابر بغداد خطبه خوانده ميشد، ليكن دولت شان به دست صلاح الدين ايوبي سرنگون گرديد.
* آغاخاني ها در نيروبي، دار السلام، زنجبار، مدغشقر ، كنغو، بلجيكي، هند، پاكستان و سوريه سكونت دارند، و مركز رهبري عمومي شان شهر كراچي است.
* بهره در يمن و هند و سواحل نزديك به اين دو منطقه زندگي اختيار نموده اند.
* اسماعيليهء شام چند قلعه و حصاري را در طول و عرض شهرها تصرف نموده اند كه تا اين زمان هم بقايايى از آنان در سلميه، خوابي، قدموس، مصياف، بانياس و الكهف موجود است.
* حشاشين در ايران پراگنده شدند، و قلعه الموت را در جنوب بحر قزوين تصرف نمودند، سلطنت شان وسعت پيدا كرد، اقليم بزرگي را در ميان دولت عباسي سني مذهب، به خود اختصاص دادند، قلعه ها و حصارها را پيهم تصرف ميكردند تاكه به بانياس، حلب و موصل رسيدند، و يكي از آنان در زمان صليبي ها قضاء دمشق را به عهده گرفت، بالآخره سلطنت شان را هلاكو مغلى برچيد.
مراجع :
1-تاريخ المذاهب الإسلامية محمد أبوزهره.
الجزء الأول
2-اسلام بلا مذاهب د. مصطفى شكعه.
3-طائفة الإسماعيليه، تاريخها، د. محمد كامل حسين –مكـتبة النهضـة المصـرية
نظمها، عقائدها 1959م.
4-دائره المعارف الإسلاميه مادة الإسماعيلية.
5-الملل و النحل محمد عبد كريم الشهرستان- طبع دوم –دار المعرفة.
6-المؤامرة على الإسلام انور جندي.
7-تاريخ الجمعيات السرية محمد عبدالله عنان.
و الحركات الهدامة.
8-اصول الإسماعيلية و الفاطمية لبرنارد لويس.
و القرامطة
9-كشف اسرار الباطنية و محمد بن مالك اليمان الحمادي.
اخبار القرامطة
10-فضايح الباطنية إمام أبوحامد غزالي.

دافغانستان د تیرو ۱۶ کلونو د مهمو پيښو نه د سي آې اې د پټو رازونو غورچاڼ

16.2.2018S bog
سرچينه: امريکا غږ پښتو (آشنا راډیو)
د ۲۰۰۱ کال د سپتامبر پر نهمه پر احمد شاه مسعود له مرګوني برید څو ساعته وروسته، امرالله صالح له تاجکستان نه ریچارد بلیي ته په تلیفون کې وویل:‌ مسعود وژل شوی خو موږ ستاسو مرستو ته له پخوا ډیر اړتیا لرو. بلیي په سي آې اې کې د صالح ارتباطي کس و.
امریکايي لیکوال ستیف کول پخپل نوی کتاب (Sریاستکې د افغانستان د تیرو ۱۶ کلونو د مهمو پيښو نه د سي آې اې د پټو رازونو غورچاڼ لیکلی دی.‌
سي آې اې ته د صالح له ټیلیفون دوه ورځې وروسته پر امریکا ترهګریز بریدونه وشول او ریچارد بليي صالح ته وویل «اوس دغه کار ستاسو له کچې ډیر لوړ شوی. له خپلو مشرانو سره مشورې وکړئ ځکه موږ په داسې کچې او انډول کې در روان یو چې تاسو یې تصور هم نشې کولائ.»
د صالح او د امریکا د استخباراتي سازمان تر منځ اړیکې ۱۹۹۹ کال نه راپیل شوې کله چې مسعود هغه او د خپل اعتماد اته نور کسان د استخباراتي زده کړو لپاره د سي آې اې مرکز ته ولیږل.
د لیکوال په حواله، احمدشاه مسعود په لندن کې په بانکونو کې شاوخوا ۶۰ میلیون ډالر لرل او له سي آې اې نه یې غیرجنګي تجهیزات اخیستل، خو اصلي ملاتړي یې ایرانیان، هندوان او روسان وو. قوماندان مسعود دغه راز د قیمتي ډبرو د خرڅلاو له لارې د خپلې ټلوالې مالي لګښتونه برابرول. انجینیر عارف، د مسعود د استخباراتو مشر، به قمیتي ډبرې په اروپا او امریکا کې خرڅولې او کله به په ډیرو قمیتي هوټلونو کې هم شپې تیرولې.
پر افغانستان د امریکا د پوځي یرغل سره سم، سي آې اې د ډالرو په مرسته د طالبانو د ضد ټلوالې مشران د ځان متحدین کړل. پدې لړ کې، لمړی ګري شروین، د سي آې اې یو کارکوونکی، پنجشیر ته له لس میلیون ډالرو سره ورغی. شروین یو ځلي له عبدالرب رسول سیاف سره هم ولیدل او هغه ته یې یو لک ډالر ورکړل.
کندهار ته بیا حامد کرزی او ګل آغا شیرزی د سي آې اې په مرسته او همغږی راغلل، خو کله چې پر کرزي ګواښونه جدي شول نو سي آې اې په یوې الوتکې کې پاکستان ته یووړ. کرزي د سند ایالت د جیکب آباد له اډې نه له رسنیو سره په سټلایټ ټلیفون خبرې کولې او ویل یې چې دننه په افغانستان کې دی،‌ خو د امریکا د دفاع وزیر یې اصلي موقعیت په تیروتنې رسوا کړ. کرزی دوهم ځل هم د سي آې اې په مرسته افغانستان ته راننوت او دا ځلې ارزګان ته ولاړ.
لیکوال له طالبانو نه د پاکستان د پوځ او استخباراتو د پراخ ملاتړ حال هم ورکوي‌. د پاکستان د استخباراتو په سازمان آی اس آی کې د S ریاست پټ ارګان و چې د افغان طالبانو او د کشمیري جنګیالیو د ملاتړ چارې یې ترسره کولې. د آی اس آی او طالبانو تر منځ اړیکې دومره ژورې وې چې د ځینو امریکايي چارواکو په اند، پاکستاني جنرالان پخپله د افراطي اسلام په لومو کې ډوب شوي وو او له طالبانو سره یې اصلاً توپیر نه کېده.
د طالبانو رژیم د ړنګېدلو په مهال د اکټوبر پراوومه شپه امریکايي بې پیلوټه الوتکو (ډرون) په کندهار کې د ملاعمر له کور نه یوه ډله خلک د وتلو په حال کې وښودل. ګومان کیږي چې پدغه ډله کې پخپله ملاعمر هم و. دوی لمړی د ملاعمر د مور کور ته ولاړل او بیا يوې مدرسې ته ننوتل. کله چې د ډرون یو راکټ د مدرسې بهر ولګېد نو خلک راووتل او په تیښته کې یوې بلې سیمې ته ولاړل او یوه جومات ته ننوتل. ډرون پر جومات هم برید وکړ خو ملاعمر ترې ژوند ووت او بیا یې هیڅکله څرک ونه لګید. د لیکوال په حواله، ملاعمر په ۲۰۱۳ کال کې د پاکستان د کراچۍ ښار په یوه روغتون کې ساه ورکړه.
له تري تم کیدلو وړاندې،‌ ملاعمر و حامد کرزي ته لیک استولی و او د تسلیم کیدلو خبره یې کړې وه.‌ نورو طالب مشرانو هم د تسلیمۍ وړاندیز کړی و،‌ خو د ستیف کول په لیکنه چې هغه مهال واشنګټن یوازې یوه تګلاره لرله او هغه جګړه وه.‌ په ورپسې کلونو کې طیب آغا د سعودي عربستان د استخباراتو په مرسته له امریکایانو سره د سولې د خبرو لړۍ بیا پیل کړه، خودغه بهیر هم په کابل او واشنګټن کې د ځینو کړیو لخوا شڼد شو.
• د جنګ د دوام لاملونه
لیکوال په تیرو ۱۶ کلونو کې په افغانستان کې د امریکا تیروتنې او د پاکستان دوه ګونی سیاست د جګړې د دوام او پراختیا لاملونه ګڼي.
کتاب کې د عبدالولي په نامه د یوه عادي سړي کیسه شوې چې پرې د طالبانو د ملاتړ تور لګلیدلی و. د کنړ د وخت والي سید افضل اکبر او زوی یې حیدر اکبر، عبدالولي هڅوي چې د امریکایانو اډې ته ورشي او د خپلې بیګناهۍ بیان ورکړي، خو عبدالولي ویره څرګندوي چې امریکایان به یې شکنجه کړي. حیدراکبر ډاډ ورکوي چې داسې به ونشي او بیا پخپله له عبدالولي سره د امریکایانو اډې ته ورشي. د سي آې اې یو قراردادي پر عبدالولي شکمن شي او دومره یې شکنجه کړي‌ چې بلاخره مړ شي.
د لیکوال په اند پداسې حال کې چې پاکستان طالب مشرانو ته پناه ورکوي او هره ورځ یې په افغانستان کې د جګړې لپاره سمبالوي، واشنګټن پر پاکستان ړوند اعتماد کوي او د سلګونو میلیون ډالرو مرستې ورسره کوي. پدې ډول په افغانستان کې د یوې بلې جګړې اور زور اخلي.
له سیاسي پلوه بیا د کرزي او واشنګټن تر منځ اړیکې په نه جوړیدونکي ډول ورانیږي، لامل یې په پوځي عملیاتو کې د ملکي افغانانو مرګ ژوبله او د ۲۰۰۹ کال د ولسمشرۍ په ټاکنو کې د امریکا د استازي، ریچارد هولبروک، لاسوهنه ده.‌ هولبروک هڅه کړې وه چې کرزی په ټاکنو کې ناکامه کړي، خو داسې چې ونشي بیا جان کېري کرزي ته وړاندیز کوي‌ چې له ډاکټر عبدالله سره واک وویشي او د حکومت د اجرائیه مشر په توګه یې وګماري. کرزی یې نه مني.
د کتاب په پاې کې لیکوال د احمد شاه مسعود د یوازني زوی، احمد مسعود، سره خپلې خبرې یادوي.۲۷ کلن مسعود چې په لندن کې زده کړې کړي، ستیف کول ته وايي چې په ۲۰۱۶ کال کې چې طالبانو د کندز ښار ونیوه نو دوستانو او آن مور یې ورته ټیلیفون کاوه چې افغانستان ته ستون شي او د طالبانو ضد مقاومت ته ودریږي. ځوان مسعود ویلي چې له جګړې بیزاره دی خو نه پوهیږي چې که بیا ورباندې غږ وشي‌ چې مقاومت ته ورودانګي،‌ نو څه به وکړي.
د ستیف کول دغه کتاب د هغه د پخواني کتاب – د ارواو جګړه – په څیر له لنډو کیسو، رازونو او ناویل شوو خبرو یو په زړه پورې بیان دی. دغه کتاب د ۵۵۰ کسانو سره د مرکو پر بنسټ په لسو کلونو کې لیکل شوی دی.‌ کتاب په څه باندې ۷۰۰ مخونو کې چاپ شوی او تیره اونۍ بازار ته راووت.

سرچينه: امريکا غږ پښتو (آشنا راډیو)

تحلیلی برتازه ترین ماجرای سفارت افغانستان درکانادا !

چنانچه همه میدانیم کشورکانادا از دیر بدینسوگام های در برابر منافع مردم وکشورافغانستان برمیدارد. اما متآسفانه این منافع در زمان جهاد در مقابل اردوی سرخ شوروی بصورت خصمانه ظاهرشد چونکه سیاست های سیاسی و نظاهی کانادا بااستراتیژی شبکه های استخباراتی پاکستان تلفیق گردید وحکومت کانادا در هم آهنگی با سازمانهای استخباراتی کشور پاکستان فعالیت های استخباراتی و نظامی را زیر نام کمک به مهاجرین افغان در شهر پیشاور آغاز نمود. نخست تحت نام کمیته ای خدماتی کشورکانادا برای مهاجرین افغان که با تأسف از سوی مرحوم عبدالرحمن غفوری یکی ازروشنفکران آنزمان که به حیث آمرکمیته سیاسی جمیعت اسالمی افغانستان ایفای وظیفه مینمود رهبری میگردید . البته باید گفت که ادعای این کمیته ء کانادائی تالش های بازسازی ،تقویت فعالیت های فرهنگی و کمک با تعلیم وتربیت مهاجرین افغان و تأ سیس کورس های زبان انگلیسی متمرکزبود که مطابق استراتیژیی امنیتی کشور کانادا اکثرجوانان مهاجرافغان را برای اعزام به کانادا در همین کورسهای انگلیسی اماده میساختند.واین جوانان از سوی شبکه استخباراتی کانادا بحیث گماشته گان خود در بسیاری از مراکز سیاسی استخدام میشدند ، بطور مثال عمر زاخیلوال سفیر کنونی افغانستان در اسالم آباد و عمر داؤد زی رئیس پیشین دفتر حامد کرزی و سفیردر پاکستان که ازهمان جوانان مصاب شده به ویروس استخباراتی کاناده بودند. این افراد برخالف اراده مردم افغانستان ازسالهای سال بدینسو بر مراکز حساس کشور افغانستان سلطه یافته است . http://www.dailymotion.com/video/x5w5of7 و اما در مورد خانم شینکی کروخیل. هرچند در رشته طب تحصیل نموده اما تحصیالت در رشته حقوق و تجارب سیاسی هم دارد وبه زبان انگلیسی مسلط است وی بدون اطالع حلقه های سیاسی خاصی )سفارت های کانادا در کابل واسالم آباد ( به سفارت افغانستان در کانادا مقررو آغاز به کارکرد و از همان آغاز این حلقه ها میخواستند افراد ذوب شده در استخبارات آنکشور با این پست تقرر حاصل کنند ، اما خواستند که برای بدنام ساختن خانم کروخیل اسناد ومدارکی را جمع آوری نمایند که باالخره توانستند به نامه ای به امضای خانم کروخیل عنوانی وزارت خارجه افغانستان دسترسی پیدا نموده وآنرابه عنوان یک سند مهم امنیتی به نشربرسانند. درحالیکه آن نامه یک نامه عادی بوده که در شرائط عادی ودر مناسبات دیپلوماتیک بین کشورها، خانم کروخیل حق داشته است تا به وزارت خارجه کشور متبوعه خود از انجام معامله بالمثل با کشور میزبان تقاضا نمایند . پس چنین استنباط میگردد که کشورهای بزرگ صنعتی جهان به شمول کشورکانادا برخالف گذشته تنها براین اکتفأ نه میکنند که در کشورهای دیگر بخصوص کشورهای مانند افغانستان جواسیس شانرا بگمارند بلکه اگرمقامات آنکشورها کسی را به عنوان سفیر ویاهم نمائنده خویش معرفی میکنند باید به صواب دید آنکشورها تقرر حاصل نمایند ، اگر اینگونه نه شد میتوانند با شیوه های غیر معمول آنها را با مدارک و اسناد جعلی و هیاهوی مصنوعی از صحنه به دور سازند.حکایت خانم شینکی کروخیل سفیر افغانستان در کانادا نیز از همین دست سناریو های از قبل تهیه شده به شمار می آیند .