به اوضاع جاری وطن چگونه بنگریم؟

till mig

Said Hamidullah Rogh.

س. ح. روغ

۲۷.۰۳.۲۰۱۹

گفتار دوازدهم

حکومت مؤقت، صلح حتی مؤقت هم نیست!

اوضاع در افغانستان بمانندِ مُرْتَسَم چندین تقاطع بین المللی، دگرگون می شود؛ یک چیز مسلم است؛ دنیا بشدت می جنبد که دیگر مانند گذشته نباشد؛این که این جنبیدن آیا یک دیر جنبیدن است، ویا بخیر جنبیدن است،این به دنیا مبارک باشد! اما یک چیز را می توان به یقین نشان داد: آنک آنک یخ ها می شکنند!

دراین میان که ما افغانان هوش خود را بگیریم که دراین وضعیت بسیار پیچیده، اما بهرحال دگرشوندهٔ جهان، به پهلوی چپ نغلتیم؛ این تا جای زیادی به خود ما افغانان مربوط می شود:

سوال این است که آیا ما اینقدر هوش و ذکاوت پیدا کرده ایم؟؟

ازاین خطوط متقاطع بین المللی، یکی آن مستقیما به افغانستان مربوط بودند؛ جناب داکتر خلیلزاد با نمایندگان بریتانیا و پاکستان ملاقات کرد؛ وبا فرستادگان چین و روسیه واتحادیهٔ اروپا؛ دربارهٔ آخرین مرحلهٔ مذاکرات دوحه مجلس کرد؛ و اینک دور ششم کوشش های خود را آغاز کرده است؛

همان می شود که می گفتیم: یک کانسینسوس بین المللی پل بسته می کند که همه از کوسینوس افغانستان بیرون برایند!

ما افغانان چی کنیم که بیرون برامدن همه ازافغانستان به یک پرتگاه مرگ مبدل نه شود، بل به یک چانس بزرگ مبدل شود؟

 

از این خطوط متقاطع بین المللی، دیگر آن حضور بسیار مهم رییس جمهورچین، همین دیروز، در اروپا بود؛ ایتالیا به برنامهٔ چینایی «راه ابریشم نو» پیوست؛ رییس جمهور چین ملاقات خود در پاریس را با سفارش ۳۰۰ طیاره اروپایی «ایربوس» مزین ساخت؛ این سفارش، درست در وختی که طیارهٔ بوینگ به یک بحران عمیق اعتماد مواجه شده است بسیار معنادار است؛ رییس جمهور فرانسه که میزبان ملاقات با رییس جمهور چین بود، داکترمرکل صدراعظم آلمان و جناب یونکر رییس اتحادیهٔ اروپایی را هم به ملاقات دعوت کرد؛ به این ترتیب یکی از مهم ترین ملاقات های دنیای کنونی دایر شد؛ آنجلا مرکل، صدراعظم آلمان با اشاره به نقشهٔ چینایی «راه جدید ابریشم» بر«دوجانبه‌ گرایی» تأکید کرد و گفت راه جدید ابریشم «پروژه بسیار مهمی» است و «ما اروپایی‌ها می‌خواهیم که در آن ایفای نقش کنیم»؛ اما «این باید منجر به روابط دو جانبه شود که ما این هدف را در این طرح نمی ‌بینیم»؛ اروپا اصرار دارد ضمانت های جدی دریافت کند که «راه ابریشم نو» به «سلطهٔ » چین بر اروپا نمی انجامد؛

بهرحال این که اصولا چنین مذاکراتی از جانب اروپا با چین دایر می شود، بسیار اهمیت دارد؛چون پنج کشور امریکا و کانادا وانگلستان واستریلیا وجاپان یک گروه تشکیل کرده اند برای اینکه چگونه موفق شوند پیشرفت چین را متوقف بسازند؛ تدویر این ملاقات اروپایی با رییس جمهورچین نشان می دهد که اروپا، نه تنها می تواند ومی خواهد که مستقل از امریکا تصمیم بگیرد، بل اروپا به راحتی می تواند که انگلستان را هم ازستراتژی های بین المللی خود کنار بگذارد؛

 

ازاین خطوط متقاطع بین المللی،یکی دیگر آن وضعیت انگلستان است که کوشش آن برای بیرون رفتن از اتحادیهٔ اروپا یکی بدنبال دیگر شکست می خورد؛ و انگلستان در راه است که «مادر تریزای» خود را در راه این کوشش ها قربانی کند؛علیرغم همین وضع، قابل توجه بود که وزیر دفاع انگلستان ازپاکستان دیدار کرد ونگرانی های تسلیحاتی پاکستان در برابر هند، موضوع اصلی ملاقات وی بوده است؛ سخنگوی وزارت خارجهٔ پاکستان اعلان کرد که تسلیحات نوی که قرار است هند در یافت کند، موازنهٔ ستراتژیک را در این منطقه در هم می شکند؛ «تریزا می» این شرط را برجسته ساخت که پاکستان باید با گروه های تروریستی مقاطعه کند؛ اما بهر حال آن سفر وزیر دفاع انگستان را ربط میدهیم با این که جناب خلیلزاد با نمایندگان انگلستان و پاکستان ملاقات جداگانه ای دربارهٔ افغانستان داشت، قبل از همه نشان می دهد که پیوستگی ستراتژیک در میان انگلستان و پاکستان به قوت خود باقی است؛

مقابلهٔ اخیر در میان هند و پاکستان بواسطهٔ مداخلهٔ قاطع امریکا فرو کش کرد؛عمران خان با ملاحظهٔ این وضعیت نو، به هند پیشنهاد داد که برای حل صلح آمیز مسایل، و برای بهبود روابط اقتصادی و تجارت و عمران کار کنند؛

این مفکوره را عمران خان به یک زبان دیگر دربارهٔ افغانستان هم ابراز کرد؛ عمران خان به پاکستانی ها بشارت داد که بزودی در افغانستان «یک حکومت خوب» خواهد آمد؛

برای پاکستان حکومت خوب در افغانستان به چی معنا است؟

یک حکومت خوب در افغانستان همان است که چارپلاق بروی تولیدات چلفس پاکستان باز باشد؛ هیچ مذاق نیست، پاکستان ازمدرک صادرات همین کالا های چلفس خودبه افغانستان تا پنج ملیارد دالر سالانه درامد دارد؛ دلیل شللٌگی پاکستان در افغانستان کاملاً افشا می شود:

پاکستان در جریان ۵۰ سال جنگ افغانستان، از مدرک جنگ افغانستان تغذیه شد؛ پاکستان همه قرضه های خارجی خود را از مدرک جنگ افغانستان پرداخت کرد؛ کسر بودیجهٔ خود را از مدرک عایدات جنگ افغانستان جبران کرد؛ برنامهٔ اتومی خود را در سایهٔ جنگ افغانستان عملی ساخت؛ تجارت مواد مخدر را از طریق جنگ افغانستان توسعه داد؛ و در سایهٔ جنگ، یک نظام اقتصادی طفیلی را در افغانستان جابجا ساخت که دوران اقتصاد افغانستان را به نفع پاکستان به جریان می انداخت؛ قاچاق معادن و جنگلات و محصولات افغانستان اضافه بر این؛ همین اکنون در بخش مهم افغانستان مبادلات اسعاری با کلدار پاکستانی صورت می گیرد؛

پاکستان هیچ دلیلی نمی بیند که از این طعمهٔ چرب دندان بر کند! پنج تقاضایی که پاکستان به کرزی دیکته کرده بود، قطعاً ثابت می سازد که پاکستان چنین نیاتی را هم اکنون هم دنبال می کند؛

پاکستان از کرزی تقاضا کرده بود:

۱- باعث شود که نیرو های امریکایی از افغانستان خارج شوند؛ کرزی قرارداد ستراتژیک با امریکا را امضا نکند!

۲- روابط با هند را کاهش ببخشد؛ و راه های مواصلاتی افغانستان منحصراً از طریق پاکستان باقی بماند!

۳- افغانستان راه پاکستان به آسیای میانه را بگشاید!

۴- منابع آبی افغانستان به نفع پاکستان تقسیم شوند!

۵- خط دیورند برسمیت شناخته شود!

اینک از بخت بلند، امور افغانستان بدست یک رییس جمهور افتاد که هم از مقام ژیوستراتژیک افغانستان بدقت مطلع است؛ وهم منطق حرکات اقتصادی پاکستان را می داند؛

غنی انحصار۸۰ سالهٔ پاکستان بالای راه های مواصلاتی افغانستان را در هم شکست؛ مواصلات مستقیم با هند را از طریق بندرچابهار انکشاف بخشید؛راه لاجورد به استقامت آسیای میانه را فعال ساخت و صدور کالای افغانستان را از این راه به اروپا آغاز کرد؛ با ترکمنستان قرارداد ستراتژیک منعقد ساخت؛ مبادلات اقتصادی با چین را فعال ساخت؛ در برابر منظور پاکستان برای آسیای میانه شرایط وضع کرد؛ بالای صادرات پاکستان به افغانستان قیود وضع کرد؛ مسألهٔ منابع آبی افغانستان را با صراحت در برابر پاکستان و ایران مطرح کرد؛ پلان ها اعمار بند های آبگردان بالای دریا های افغانستان، بشمول دریای کابل، را رویدست گرفت؛ دربارهٔ خط دیورند در مقابل پاکستان ایستاد و حمایت از نهضت پشتون و بلوچ را دوباره مطرح کرد؛

معلومدار که چنین یک رییس جمهور در افغانستان، برای پاکستان «مانع صلح» است؛ معلومدار که پاکستان بگوید باید نه تنها این رییس جمهور برداشته شود، بلکه یک حکومت مؤقت بیاید؛ وقانون اساسی افغانستان تعطیل شود؛ و اردوی افغانستان منحل شود؛

معلومدار که پاکستان درسرتاسر افغانستان، آتش جنگ را دوباره شعله ور بسازد، تا این حکومت بی ثبات معلوم شود؛ ومعلومدار که از زبان خود افغانان گپ حکومت مؤقت را مطرح کند؛ ومعلومدارکه این وآن مدعی بگوید که برای این حکومت فقط چند روز دیگر وخت می دهد؛ و معلومدار که اسدالله خالد افشا کند که یک عده از چهره های داخل کشور در ناآرامی ها، و در تشدید نا آرامی ها، دست دارند!!!

در این وضع با همه دلایل قابل فهم است که غنی از شیوهٔ تدویر مذاکرات دوحه ناراضی باشد؛

طالبان واقعیتی نیستند که از پشت پرده نقب می کشند؛

نی!!

طالبان همان پرده ای هستند که واقعیت را به عقب می کشند!

آیا غنی تنها مانده است؟

نی!!

اروپا با صراحت درکنار غنی ایستاد؛ اروپا اعلان کرد که از تدویر انتخابات و از تاسیس یک حکومت مطابق به قانون اساسی افغانستان حمایت می کند! در خود امریکا هم ملاحظات نو مطرح شدند و پریزیدنت ترامپ تاکید کرد که حاضر نیست با شرایط «بد» طالبان موافقه کند! و سفیر امریکا در کابل اعلان کرد که در دوحه دربارهٔ حکومت مؤقت صحبت نه شده است؛

اما مهمتر از همه افکار عامهٔ خود افغانان است! در جبههٔ افکار عامهٔ افغانان است که پاکستان، «پَک» باخته است!

افغانان با یک آگاهی قابل تمجید از بیتفاوتی بیرون می برایند؛ جامعهٔ مدنی افغان هرچه بیشتر نیرو می گیرد؛ جوانان و زنان افغان ماهیت اصلی جریانات وطن را در می یابند و منافع دورنمایی خود راشناسایی می کنند ؛

افغانان آگاهی می یابندکه یک حکومت مؤقتُ ،یک صلح حتی مؤقت هم آورده نمی تواند؛ افغانان می دانند که در پشت این گپ ها کیسه بُر های پاکستانی قصد دارند یکبار دیگر وطن ما را «چووووووور» کنند!

این گپ طالبان که گفته اند همه خلع سلاح شوند تا ما بیاییم، یک جواب دارد: صلح اصلاً با «خلع سلاح عمومی و سرتاسری» آغاز می شود؛ بلی همه خلع سلاح شوند؛ خود طالبان هم خلع سلاح شوند!!

«صلح» یعنی این که «همه» از حالت «جنگ گروهی» بیرون شوند و انحصار قهر به دولت منتقل شود! معنای این سخن که صلح باید دولت محور باشد، همین است!

یک چیز مسلم است:مسلم است که افغانان دیگر اجازه نمی دهند که ریسمان سرنوشت شان به دمب چند تا ببلوی ضد «سیکولار» بسته شود!

تو ای ره سیکو که هنوز هم جگره داره که به چند دلار بسته شود!!!

روی تاریخ به سوی روشنفکر افغان بر می گردد:

ایا روشنفکر افغان مستعد می شود که در این وضع باریک از سخن تاریک روی برگرداند؟؟؟

آیا روشنفکر افغان مستعد میشود که دولتمند شدن و قانونمند شدن را بمنزلهٔ اصول رهنمای نهضت روشنفکری افغان در مرحلهٔ کنونی مطرح کند ؟؟؟

آیا روشنفکر افغان مستعد میشود تاسیس«یک مشروطهٔ نو» را برنامهٔ سیاسی خود بسازد؟؟؟

آیا روشنفکر افغان مستعد می شود به مبنای ملی برگردد؟؟؟

آیا روشنفکر افغان مستعد می شود «وطن و هموطن» را مبنای یک نهضت سرتاسری «صلح افغان» بسازد؟؟؟

ایا روشنفکر افغان مستعد می شود که اهلیت خود را برای ایجاد یک نهضت نو اتحاد وطنپرستان افغان ثابت بسازد؟؟

و یا مستعد نمی شود؟؟؟

آیا روشنفکری افغان مستعد می شود که در پیشا پیش حرکت تاریخی کنونی وطن، برای نجات قرار گیرد؟؟؟

 

همه به یاد داشته باشیم که فردا دیر است!!!

 

افغانان برای آوردن روشنفکرانه ترین تحول پیشقدم می شوند و علمبردار تاسیس «حوزهٔ تمدنی ما» می شوند!

«حوزهٔ تمدنی ما» خانهٔ مشترک همه مردمان منطقهٔ ما است!

عمران خان، عمر خود را به توپ دنده بسته است!

به پاکستان غیر دال و چپاتی و چند تا ادعای چتی پتی چیزی نمی ماند!

این گز و این میدان!

افغان دوباره بپاخاسته است! افغان این بار شکست ناپذیر است!