مناقشه در حال ظهـور آب میان افغانستان و پاکستان

منبع : افغانستان ما   تاریخ: 12/22/2018
پنجشنبه ۲۹ قوس ۱۳۹۷ – نویسنده: ولید مجیدیار / مترجم: حسین احمدی
از امپراطوری مایان تا سوریه امروزی و یمن، خلع امنیت آب یکی از دلایل عمده اضطراب، نزاع و بحران بوده است. بر اساس مطالعات انجام شده، به دلیل تغییرات اقلیمی و رقابت سخت برای استفاده از منابع، احتمال 75-95 درصد وجود دارد تا در 50-100 سال آینده جنگ آب به وقوع پیوندد. در حال حاضر دریای کابل یکی از دلایل تشدیدکننده آشفتگی رابطه افغانستان و پاکستان و دو همسایه آسیای جنوبی است.
افغانستان از منابع آبی فراوان برخوردار است. سالانه 80 میلیارد مترمکعب آب در افغانستان حاصل میشود که 60 میلیارد مترمکعب آن به کشور های همسایه و بخصوص پاکستان سرازیر میشود. دریای کابل از هندوکش سرچشمه می گیرد و با عبور از مرز 11 ولایت، 60 درصد جریان سالانه آب را در کشور تشکیل میدهد و به رود سند در نزدیکی شهر آتوک در پاکستان میریزد. این دریا و انشعابات آن منبع مهمی برای زندگی جمعیتی حدود 25 میلیون انسان در اطراف بستر این دریا است و انتظار میرود تا این جمعیت در سال 2050 به 37 میلیون نفر برسد.
اخیراً دولت افغانستان اعلام کرد که به زودی کار ساخت سد شاتوت در مسیر دریای کابل با هزینه 236 میلیون دلار آغاز می گردد. انتظار میرود این سد 146 میلیون مترمکعب آب آشامیدنی برای 2 میلیون از جمعیت کابل را فراهم کند و آب کشاورزی 4000 هکتار از زمین های ولسوالی چهارآسیاب این ولایت را فراهم کند. این پروژه بخشی از پلان های جاه طلبانه افغانستان با حمایت هند برای ساخت 12 سد بر روی بستر دریا کابل است.
اگرچه این پروژه موجب آزرده گی کشور دچار دغدغه آب پاکستان شده است، در کنفرانسی که اخیراً در پیشاور برگزار شد، مقامات پاکستانی نگرانی های خود درمورد اثربخش نبودن پروژه ها برای محصولات کشاورزی و زندگی شهروندان پیشاور را ابراز کردند. هم چنین رسانه های پاکستانی پروژه سد شاتوت را به عنوان پالیسی تهاجمی کابل درباره پاکستان و طرح ریزی شده توسط کشور هندوستان به نمایش کشاندند. با این وجود، بهبود زیربنای آب و انرژی افغانستان برای تضمین ثبات داخلی و اقتصاد عقب مانده مساله ای حیاتی است.
چندین دهه جنگ با محروم ساختن 80 درصد جمعیت روستایی از آب آشامیدنی مناسب زیربنای آب افغانستان را نابود کرده است و مانعی در مقابل ایجاد تهسیلات ذخیره آب امروزی است. تنها 5 درصد جمعیت کشور و 1 درصد جمعیت روستایی از بهداشت آبی بهتر برخوردار هستند. کاهش 60 درصدی بارش باران و برف موجب کمبود آب و نیز یکی از بدترین خشکسالی های دهه های اخیر شده است. با تاثیر از این موضوع 3.6 میلیون افغان نیاز مبرم به غذا دارند و تعداد بیجاشدگان در داخل کشور به 260 هزار نفر – بیشتر از تعداد بیجاشدگان در جنگ با طالبان – رسیده است.
علاوه براین، اقتصاد راکد افغانستان افزایش بی سابقه نرخ بیکاری (40 درصد) و فقر (60 درصد) را تجربه میکند. درحالیکه کمکهای خارجی سیر نزولی را داشته است دولت افغانستان تلاش میکند تا از طریق کشاورزی و منابع عظیم معدنی خود چشم انداز اقتصاد راکد خود را احیا کند.
کشاورزی رکن اصلی اقتصاد افغانستان در نظرگرفته میشود. بیش از 80 درصد جمعیت افغانستان وابسته به محصولات کشاورزی هستند و در مناطق روستایی زندگی میکنند. بخش کشاورزی با بکارگیری 40 درصد از نیروی کار کشور پتانسیل بالایی برای ایجاد مشاغل، عواید برای زنان، افزایش امنیت غذایی و کاهش فقر در مناطق روستایی را دارد. هم چنین، افغانستان از حدود 1 تریلیون دلار منابع دست نخورده معدنی برخوردار است. افغانستان دارای 1400 سایت مواد معدنی شامل آهن، کانی ها، لیتیوم، سولفور، سنگهای گران بها و نیمه گران بها، مس، زغال و منابع معدنی دیگر است. بااین وجود توسعه هر دو بخش وابسته به آب و انرژی پایدار و باثبات است.
علیرغم پتانسیل افغانستان برای تولید 23000 مگاوات برق آبی، تنها در حدود 300 مگاوات برق آبی، برابر با 2 درصد از برق تولیدی پاکستان را تولید میکند.  تنها 28 درصد از خانه ها در افغانستان به شبکه انرژی متصل هستند. افغانستان 75 درصد از برق مورد نیاز خود را که عموماً ناپایدار و نامطمئن است، از کشور های منطقه وارد میکند. بنابراین ارتقای زیربنای آب و انرژی یک پیش نیاز برای توسعه اجتماعی – اقتصادی افغانستان است.
در سوی دیگر، دریای کابل اساس دسترسی به آبیاری کشاورزی، آب آشامیدنی، و انرژی در خیبر پختونخوا، منطقه شمال غربی پاکستان و مرز افغانستان است. دریا کابل سه ولسوالی حاصلخیز این منطقه – 8 درصد از آبیاری چارسده، 80 درصد پیشاور، 47.5 درصد نوشیرا – را آبیاری میکند و تنها منبع آب آشامیدنی میلیون ها پاکستانی در اطراف بستر این دریا را فراهم می کند.
کمبود حدود 9000 مگاوات برق موجب 17 ساعت کاهش بار در سیند، بلوچستان و خیبر پختونخوا در کشور پاکستان شده است و این شهر ها را به شدت تحت تاثیرقرار داده است. سد ورسک که در سال 1960 در امتداد بستر دریای کابل احداث شده است 250 مگاوات برق برای دره پیشاور تولید می کند. تخمین زده می شود که احداث سدی جدید در مسیر دریای کابل موجب کاهش 8-11 درصدی جریان آب ورودی سد ورسک شود. بنابراین، این کاهش جریان میتواند بر توسعه اجتماعی – اقتصادی منطقه خیبر پختونخوا تاثیر منفی داشته باشد و موجب بروز آشوب اجتماعی گردد.
در50 سال گذشته، 150 معاهده آبی در روابط بین المللی با موضوع آب با ثبات و قابل پیش بینی به امضاء رسیده است. برای مثال، در سال 1960 معاهده آبی رود سند درمورد چگونگی تقسیم آب میان دو کشور پاکستان و هند به امضاء رسید. اما این معاهده به شکل کامل مناقشه آب میان این دو همسایه آسیای جنوبی را برطرف نکرد. در سال های اخیر، هند رود سند را در مقابل تشنجات سیاسی رو به افزایش در تلافی با پاکستان مورد استفاده قرار داده است. نخست وزیر هند نارندرا مودی در جلسه ای برای بررسی این معاهده گفت: ”خون و آب نمی توانند با هم جریان داشته باشند.” بنابراین هند در حال پلانگذاری به منظور ساخت سدهایی در مسیر این رودخانه برای به حداکثر رسانیدن استفاده از آب و احیای پروژه تولبوت – سدی که درسال 1987 باعث ایجاد مناقشه میان هند و پاکستان شده است.
دریای کابل برای افغانستان فراتر از یک ابزار دیپلماسی برضد پاکستان است. دریای کابل ابزاری برای زندگی 7 میلیون افغان در اطراف بستر این دریا است و منبعی غیرقابل انکار به منظور بازسازی اقتصاد فروپاشی شده است. اگرچند امضای تفاهم نامه ای در مورد این موضوع می تواند موجب استفاده بهینه از این رودخانه شود، اما دولت افغانستان حداقل در آینده نزدیک با در نظرداشت رابط ای سیاسی دو کشور، حاضر به امضای توافق نامه در مورد این موضوع با پاکستان نخواهد شد.
بااین وجود، احترام به حقوق پاکستان به عنوان حاشیه نشین بستر پایین دریای کابل از سوی دولت افغانستان اجتناب ناپذیر است. بنابراین دستیابی به راه حلی ”برد – برد” نیازمند تضمین استفاده ”عادلانه” و ”معقول” از دریا کابل و متضرر نشدن پاکستان در چوکات کنوانسیون 1997 سازمان ملل متحد پیرامون استفاده غیرقانونی از بستر های آبی بین المللی است. در مقابل پاکستان می بایست برای توسعه اقتصادی افغانستان و بخصوص باز نمودن مسیر های تجارت و ترانزیت افغانستان همکاری کند.