آغاخان کیست؟

Khalil Rahman Mujahids foto.

Khalil Rahman Mujahid till جوانان دعوتگر بسوی اسلام

7 tim ·

و آغاخانیان چی عقیده دارند؟آغاخان لقب امام و پیشوای طایفه ای از رافضی های آغاخانی است.
پایه و تهداب فرقهء آغاخان توسط انگلیس در ایران 
بوسیله حسن علی شاه قاجار گذاشته شد.

آغاخان فعلی چهارمین خان و چهل و نهمین امام اسماعیلیه ها است که در سن بیست سالگی در جون ۱۹۵۷ به امامت
بر گزیده شد.
به عقیده و باور رافضی های آغاخانی قرآن مجید محدود به یک زمان و مکان خاص بوده و یک پیام جهانی که شامل حال هرکس و در هرجا و هر وقت باشد نیست. نعوذ باالله
این طایفه گمراه به این عقیده و باور هستند که آغاخان خود قرآن زنده و سخن گوینده است و فرمان های وی هرچه باشد برای آنها هدایت و راهنمایی است. نعوذ باالله
آغاخان رسمآ خود را به عنوان مظهر الهی در روی زمین معرفی نموده و منظور از مظهر نزد این طایفه مشرک،
بدیل و یا مثنی است و به همین سبب پیروان آن آغاخان را و تصویر نجس آنرا سجده می کنند.
آغاخانیان مکلف به ادای نماز و روزه و حج و ذکات نیستند و آنها نماز را با بعضی دعاء ها و شعر های مزخرف و شرک آمیز که روزانه دو الی سه بار تکرار می کنند، تبدیل نموده اند.
و نیز حج در نزد آنها دیدار منحوص و مقهور آغاخان است.
از نظر این طایفه ابله آغاخان و نزدیکان و فامیل اش صلاحیت بخشش گناهان اتباع و پیروان خود را دارند.
این طایفه جاهل رهبر مفسد و فاسق خود را جای نشین پیامبر صلی الله علیه وسلم می دانند. نعوذ باالله!

آغاخانیان اعتقاد دارند که آنچه از طرف الله برای دیگر مسلمانها حرام قرار داده شده برای آنها حلال است و در کوشش و فعالیت و هستند که حرام الله را حلال جلوه بدهند!
بدین خاطر شورایی را ترتیب داده اند بنام طریقه که بواسطه آن سود و رباء و شراب و موسیقی دیگر خبایث را از طریق این شورا به پیروان خود حلال قرار می دهند.
آغاخان و پیروان آن با کمک صلیبی ها از ضعف اقتصادی و بیسوادی و جهل مسلمانان خصوصا مناطق جنگ زده و دور دست و روستایی استفاده نموده و با کمک های عوام فریبانه بسیاری از مسلمان نماها را جذب گروه گمراه خود نموده اند!
آغاخانیان عملا برنامه های را برای بدنام سازی و به بیراهه کشانیدن مسلمانان در چندین کشور اسلامی خصوصا افغانستان اجراء نموده اند امثال
دفاتر و بانک ها سود و قرضه
شبکه های تلویزیونی و رادیویی چون طلوع لمر ….
مراکز رقص و پای کوبی
دفاتر جلب و جذب دختران جوان
و…

اسماعيليهء آغاخاني:
-اين قرقه در ثلث اول قرن نوزدهـم ميـلادي در ايران ظهور نمود، و داعيان شان
قرار ذيل اند:
1-(حسـن علي شاه ) وي آغـاخان اول ميباشـد، انگليـس وي را در رهبري
كودتايى گماشت كه آن بهانه براي مداخلهء شان باشد، بناء وي دعوت به سوي اسماعيليهء نزاريه را شروع نمود، از ايران به افغانستان تبعيد گرديد و از آنجاهم به بمبئ تبعيد گرديد، لقب ( آغاخان) را هم انگليس برايش اعطا نموده است، سال 1881م درگذشت.
2- ( آغاعلي شاه) وي آغاخان دوم ميباشد : 1881-1885م.
3-بعد از وي پسرش ( محمد حسيني ) ميايد كه وي آغاخان سوم است 1885-1957م، وي اقامت در اروپا را ترجيح ميداد، و در اطراف و اكناف دنيا گشته بود، وقتى مي مرد خلافت را به نوادهء خود ( كريم) وصيت كرد و اين وصيتش مخالف قانون اسماعيليه بود زيرا آنان به پسر بزرگ وصيت ميكردند،
4-( كريم) وي آغاخان چهارم ميباشد، كه از سال 1957م تا امروز در مقام خود باقي است، دروس خويش را در يكي از دانشگاه هاي امريكا خوانده است.
هفتم اسماعيليهء واقفه:
-اين گروه فرقه اي از اسماعيليه است كه بر امامت محمد بن اسماعيل كه اولين امامان مستور است، توقف نموده اند و قول به بازگشتش كرده اند، [يعني بعد از وي ديگر امامي را نمي پذيرند و ميگويند: امام همان محمد بن اسماعيل است].
افكار و معتقدات:
-ضرورت به وجود امـام معـصوم منصوص علـيه [امام قبلي وي را صريحا تعيين
نموده باشد] كه از نسل محمد بن اسماعيل باشد، به شرط اينكه پسر بزرگ امام قبلي باشد، مگر ازين قاعده چندين بار تخلف صورت گرفته است.
-عصمت نزد آنان در عدم ارتكاب معاصي و كناه نيست بلكه معاصي و كناهان را طوري تأويل ميكنند كه مناسب به عقايد شان باشد.
-كسيكه امام زمان خود را نمي شناسد و از وي بيعتي در گردن خود نمي داشته باشد، موت وي موت جاهليت است [يعني مثل يك فرد كافر و جاهل از دنيا رفته است].
-به امام خود صفاتي را نسبت ميدهند كه وي را بالا برده مشابه به پروردگار ميسازند، وي را داناي علم باطن ميدانند و پنجم حصهء كسب خود را به وي اعطا مينمايند.
-معتقد به تقيه و پنهان كاري اند، و آن را در اوقات خطرناك تطبيق ميكنند 0
-امام محور دعوت اسماعيليه است و عقيده شان هم در محور شخصيت امام مي چرخد 0
-زمين خالي از امام نمي باشد : يا ظاهر و مكشوف ميباشد و يا باطن ومستور ، اگر امام ظاهر بود جائز است كه حجتش مستور باشد ، ولي اگر امام مستور بود ضرور است كه حجتش و داعيانش ظاهر باشند 0
-قائل به تناسخ اند، وميگويند : امام وارث همه امامان سابقه است 0
-صفات خداوند را منكر اند، زيرا خداوند عزوجل در نظر شان از دسترس عقل بالا است، بنابرآن ميگويند: وي نه موجود است ونه غير موجود، نه عالم است نه جاهل، نه قادر است نه عاجز، ايشان نه به اثبات مطلق، قائل اند و نه به نفي مطلق بنابرين خداوند عزوجل در نظر شان پروردگار دو متقابل، خالق دو متخاصم و حاكم بين دو متضاد است، نه قديم است، نه حادث، قديم امرش و كلماتش، و حادث خلق وايجادش است0
از معتقدات بهره :
* در مساجد ديگر مسلمانان نماز نمي گزارند.
* در ظاهر عقايد شان مشابه عقايد ديگر فرقه هاي معتدل اسلامي است، اما باطن شان چيز ديگري است، آنان نماز مي خوانند اما نماز شان براي امام اسماعيلي مستور است كه از اولادهء طيب بن آمر ميباشد.
* مثل ديگر مسلمانان به مكه حج ميروند، ولي ميگويند: كعبه رمزي از امام است.
-شعار حشاشين اينست ( هيچ حقيقتي وجود ندارد و كل چيز مباح است) كارشان ترورهاي منظم و پناه بردن به قلعه ها و حصار هاي مستحكم بود.
-امام غزالي در بارهء آنان ميگويد: چيزي كه از آنان نقل شده اباحت مطلق، دور ساختن حجاب، مباح و حلال دانستن چيزهاي ناجائز و انكار شريعت ها است، مگر آنان همهء شان، و قتي اين امور براي شان نسبت داده شود از آن انكار مي ورزند [يعني ميگويند: ما برين عقيده نيستم].
-معتقدند كه خداوند مستقيما عالم را نيافريده، بلكه از طريق عقل كلي و به توسط وي آفريده است وعقل كلي محل همهء صفات خداوند ميباشد و آن را حجاب مي نامند و ميگويند: عقل كلي در انساني حلول نموده و داخل شده كه آن انسان همان پيامبر است، همچنين در امامان مستور كه خليفهء پيامبراند حلول نموده است، محمد ناطق وعلي اساس است كه تفسير ميكند.
ريشه هاي فكري و اعتقادي:
-مذهب ايشان در عراق نشأت نمود، بعدا از آنجا به فارس،خراسان، و ماوراء النهر مثل هند و تركستان فرار نمودند،بنابرين در مذهب شان عقايد و آراء قديم فارس و عقايد هندي خلط گرديد، همچنان با آنان افراد منحرف و هواپرست يكجا شد كه اين خود سبب ازدياد انحراف و گمراهي شان گرديد.
-با برا همهء هند، فلسفي هاي اشراقي، بودائي ها، بقاياي كلداني ها، و فارسي هاي [قديم] يكجا شدند و از آنان عقايد و افكاري را در مورد روحانيات، ستاره ها و علم نجوم أخذ نمودند، و در اندازهء أخذ اين خرافات از ايشان با هم متفاوت اند، پنهاني وسري بودن شان همچنان در خرافات و انحرافات شان افزود.
-بعضي از ايشان ( مثل قرامطه) مذهب مزدك و زردشت را در مورد اباحت و اشتراكي بودن پذيرفته اند.
-عقايد شان از قرآن و سنت أخذ نشده، بلكه فلسفه ها و عقايدي در مذهب شان جاي گرفته كه آنان را از اسلام خارج كرده است.
انتشار و جاهاي نفوذ:
-سرزميني كه بر آن اسماعيلي ها سيطره و تسلط داشتند نظر به تغيير اوضاع و گردش احوال، در طول و عرض خود، در مدت زمان طويلي،از هم مختلف بوده است، نفوذ آنان همهء عالم اسلامي را دربر ميـگيرد، اما به تشكيلات مختلـف كه
در هروقت و زمان از هم تفاوت ميكند:
* قرامطه بر الجزيره، بلاد شام، عراق و ماوراء النهر سلطه داشتند.
* فاطمي ها دولتي پايه گذاري كردند كه امتدادش از محيط اطلس و شمال افريقا بود، و مصر و شام را نيز قبضه نمودند، مردم عراق نيز به مذهب شان گردن نهادند و در سال 540هـ بنام آنان بر منابر بغداد خطبه خوانده ميشد، ليكن دولت شان به دست صلاح الدين ايوبي سرنگون گرديد.
* آغاخاني ها در نيروبي، دار السلام، زنجبار، مدغشقر ، كنغو، بلجيكي، هند، پاكستان و سوريه سكونت دارند، و مركز رهبري عمومي شان شهر كراچي است.
* بهره در يمن و هند و سواحل نزديك به اين دو منطقه زندگي اختيار نموده اند.
* اسماعيليهء شام چند قلعه و حصاري را در طول و عرض شهرها تصرف نموده اند كه تا اين زمان هم بقايايى از آنان در سلميه، خوابي، قدموس، مصياف، بانياس و الكهف موجود است.
* حشاشين در ايران پراگنده شدند، و قلعه الموت را در جنوب بحر قزوين تصرف نمودند، سلطنت شان وسعت پيدا كرد، اقليم بزرگي را در ميان دولت عباسي سني مذهب، به خود اختصاص دادند، قلعه ها و حصارها را پيهم تصرف ميكردند تاكه به بانياس، حلب و موصل رسيدند، و يكي از آنان در زمان صليبي ها قضاء دمشق را به عهده گرفت، بالآخره سلطنت شان را هلاكو مغلى برچيد.
مراجع :
1-تاريخ المذاهب الإسلامية محمد أبوزهره.
الجزء الأول
2-اسلام بلا مذاهب د. مصطفى شكعه.
3-طائفة الإسماعيليه، تاريخها، د. محمد كامل حسين –مكـتبة النهضـة المصـرية
نظمها، عقائدها 1959م.
4-دائره المعارف الإسلاميه مادة الإسماعيلية.
5-الملل و النحل محمد عبد كريم الشهرستان- طبع دوم –دار المعرفة.
6-المؤامرة على الإسلام انور جندي.
7-تاريخ الجمعيات السرية محمد عبدالله عنان.
و الحركات الهدامة.
8-اصول الإسماعيلية و الفاطمية لبرنارد لويس.
و القرامطة
9-كشف اسرار الباطنية و محمد بن مالك اليمان الحمادي.
اخبار القرامطة
10-فضايح الباطنية إمام أبوحامد غزالي.