به یادبود یکی دیگر از قهرمانان ملی واقعی افغانستان

 
Naser Orias foto.

Naser Oria

مؤرخ، نویسنده و خوشنویش افغان، ملا فیض‌ محمد کاتب، پسر سعید محمد، در سال ۱۸۶۲ میلادی در قره‌ باغ ولایت غزنی چشم به جهان گشود و در سال ۱۹۳۱ میلادی در کابل وفات یافت و در بالا جوی چنداول به خاک سپرده شد.Naser Oria
ملا فیض محمد کاتب، ستر او نومیالی افغان مؤرخ، لیکوال او خطاط، په ۱۸۶۲ میلادی کال کښی د غزنی ولایت قره باغ سيمه کی نړی ته سترګی پرانستی او په ۱۹۳۱ میلادی کال کښی په کابل ولایت کی له نړی سترګی پټی کړی او د کابل په چندولو کی خاورو ته وسپارل ښو.
***
معلومات بیشتر:
فیض محمد کاتب تعلیمات ابتدایی را در زادگاهش، غزنی فراگرفت و سپس غرض کسب دانشِ علوم دینی به نجف عراق و ایران رفت. از آنجا به هند بریتانوی رفته و در شهرهای لاهور و پیشاور به تحصیل پرداخت.
مدتی هم در قندهار نزد علمای اهل سنت به آموزش علم مصروف شد.
كاتب در صفحه ۱۱۴۹ سراج التواريخ از مولوي محمد سرورخان اسحاق زايی به نيكي ياد مي‌كند، زيرا كاتب نزد او درس خوانده است.
ملا محمد سرور اسحاق زایی اين درايت و استعداد را در كاتب ديده بود كه سفارش شمول او را به عضويت دارالانشا ومجلس تاليف نمود. در مورد شمولیتش به وظيفه دفتر خاص به سال ۱۳۱۰ هجری شمسی، او بيان می ‌دارد كه بنا به تعريف و پيشنهاد ملا محمد سرور اسحاق زايی به اين ماموريت گماشته شد.
در سفر به کشورهای عراق، ایران و هند تلاش کرد با کلتور و فرهنگ ملت های مذکور آشنا شود. وی علاوه از زبان دری وپشتو، به زبان های عربی، انگلیسی و اردو آشنایی داشت.
پس از عودت به وطن، در کابل سکنی گزید و به نویسندگی پرداخت. در زمان حیات پربارش آثار گرانبهایی نوشت.
پوهاند عبدالحي حبيبی كه شرح حال اشخاص مهم مشروطه خواهان را جمع آوری نموده است، پنج صفحهٔ كتابش را به صحبت در باره ملا فيض محمد كاتب و خدمات او اختصاص داده است. پوهاند حبیبی مي‌نويسد: ”مؤلف سراج التواريخ كه نويسنده فاضل و اديب روشنفكر و از جمله مشروط خواهان اول بود و در (شيرپور) محبوس گرديد اما به سبب اين كه امير حبيت الله خان او را از دوران شهزادگی می ‌شناخت و در نگارش سراج خدمت می ‌كرد بعد از مدت كمی رها شد”.
جنبش مشروطه خواهان كه در طول تاريخ سياسی افغانستان يك جنبش مترقی و خوش نام در تاريخ كشور است و به نام ”جنبش مشروطيت اول” است، كه گروهی از روحانيون آگاه و دانشمندان روشنفكر افغان اين جنبش را اساس گذاشتند و در يك سازمان سری به فعاليت پرداختند هدف شان اين بود تا رژيم استبدادی را متحول نموده و بديل آنرا حكومت قانون، دموكراسی و آزادي در كشور قرار دهد، كه در راس اين جنبش روحانی آزاده مولوی محمد سرورخان الکوزایی مشهور به سرور واصف بود.
استاد عبدالحی حبیبی، از قول میرقاسم خان چنین می نویسد: “مولوی محمد سرورخان قندهاری الكوزی متخلص به واصف، قبل از تأسیس مكتب حبیبیه، صاحب مفكوره های مترقی بوده، در حلقه های دوستان نزدیك خود، در زمینه مشروطیت شبها به بحث می پرداخت.
روی همین مفكوره، وآگاهی بود كه در سال ۱۹۰۵ مولوی محمدسرور با شماری از معلمان مكتب حبیبیه و معلمان مدرسه شاهی، پیشنهاد تأسیس انجمنی از دانشمندان افغان را نمودند، تا جریده یی را بنام سراج الاخبار افغانستان در كابل نشر نمایند. انجمن تحت ریاست مولوی عبدالرووف خاكی، ایجاد شد كه مولوی محمد سرور درآن انجمن محرر یا منشی بود.
میرغلام محمد غبار از قول میرقاسم خان، می نویسد: ”مرحوم واصف اولین قافله سالاری بود كه كاروان مشروطه خواهی را با قیمت حیات خود به راه انداخت. وقتی عضوی را تازه می پذیرفتند، قرآن شریف را در میان می گذاشتند كه در بالای آن شمشیر و قلم گذاشته شده بود و تازه وارد را به آن سوگند می دادند.”. ملا فیض محمد نیز از جمله اعضای این جنبش ملی بود.
پس از مرگ امیر حبيب الله خان در سال ۱۳۴۸ هجری شمسی، به وظيفه كاتب در دارالانشا و مجلس تأليف خاتمه داده شد و به دارالتاليف منتقل گرديد كه به این ترتیب ماموريت‌ های ديگری نيز به كاتب محول ‌گرديد. وقتي وظیفهٔ كاتب از دارالانشا به دارالتاليف انتقال داده شد او در تهيه و تنظيم كتاب‌ هاي درسی سعي لازم و ارزشمند به خرچ داد.
كاتب در زمان امان الله برای مدتی در مكتب حبيبه به حیث معلم نیز مقرر گرديد.
پس از زوال حکومت امان اله خان حبیب ‌الله کلکانی قدرت را چنگ آورد.
حبیب الله کلکانی فیض محمد کاتب را در ترکیب هیئتی برای گرفتن بیعت به مناطق هزاره نشین می فرستد ولی این هیئت بدون نتیجه مشخصی به کابل برگشت. برخی به حبیب الله کلکانی راپور دادند و فیض محمد کاتب را متهم نمودند که وی نه تنها مردم را دعوت به بیعت باوی نکرده بلکه آنها را به قیام علیه وی تحریک نموده است.
میر غلام محمد غبار در کتابش (افغانستان در مسیر تاریخ) در صفحهٔ ۸۳۰ می ‌نويسد: ”حكومت بچه سقو هيأتی به هزاره جات فرستاد كه مركب بود از ملا فيض محمد مورخ، محمد عظيم كوهستانی، مير‌آقا مجتهد و خليفه غلام حسن خان، مدافع اوني مير فتح خان اينها را محبوساً از كوتل اونی به نزد محمد امين خان (برادر امان الله خان) فرستاد و مردم دعوت هيأت مذكور را رد نمود، خودشان را از راه وردك به كابل رجعت دادند. در نتيجه همين رفت و آمد هيأت بود كه بچه سقو به ملا نويسنده سراج مشتبه گرديد و او را چوب بسيار زد، وي مريض شد، براي معالجه به ايران رفت و از ايران برگشت، از دنيا رفت”.
به دنبال دریافت این راپورها، حبیب الله کلکانی به فیض محمد کاتب مشکوک شده و او را مورد ضرب و شتم قرار داده و چنان لت و کوب نمود که از اثر آن شدیداً مریض شد. پس از مدتی به ایران رفت و پس از بازگشت از ایران در سال ۱۹۳۱ میلادی در کابل به سن هفتاد سالگی وفات یافت و در منطقهٔ بالا جوی چنداول کابل به خاک سپرده شد.
برخی از آثار فیض محمد کاتب چاپ شده و برخی از آثار چاپ نشده او به خط زیبای نستعلیق خود نویسنده در کتابخانه ‌های داخل و خارج افغانستان موجود است.
از آثار مهم وی می‌توان از کتب ذیل نامبرد:
تحفته الحبیب در سه جلد مورد وقایع سلطنت از سال ۱۲۵۸–۱۲۹۷ هجری
سراج التواریخ
فیض الامان، در این کتاب جغرافیای افغانستان و اقوام ساکن آن را شرح می‌دهد.
تذکر الانقلاب که در مورد اغتشاش دوره امانیه بحث می‌کند
تاریخ امانیه، این کتاب در دوره امانیه بطور آزاد در هفت جلد نوشته شده‌است.
تاریخ حکمای متقدم که درسال ۱۳۰۲ به قلم خود کاتب به چاپ رسید. تنها سه جلد آن در سال ۱۳۳۱ ه‍.ق در مطبعه دولتی کابل چاپ شد و سه جلد دیگر آن هنوز هم قلمی است و تنها تذکرالانقلاب به زبان روسی ترجمه و درمسکو چاپ شده‌است.
برخی دیگر از کتاب ‌های این تاریخ نویس افغان تاکنون منتشر نشده است.
ناصر اوریا